دیوان اشعار - غزلیات (گزیدهٔ ناقص)

امیرخسرو دهلوی

گزیدهٔ غزل ۴۶۲

امیرخسرو دهلوی
دوش می رفت وآه می کردم در پی او نگاه می کردم
هر دم از خون دیده در پی او قاصدی رو به راه می کردم
شب همه شب ز دود سینهٔ خویش سرمه در چشم ماه می کردم
ناوک غمزه در دلم می زد من دل خسته آه می کردم
گریه میکردم و به حالت خویش خنده هم گاهگاه می کردم

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این اثر بازتاب‌دهنده فضای اندوهناک و سرشار از فراق شاعری است که در شبی تاریک، شاهد رفتنِ معشوق خویش بوده و با تمام وجود این جدایی را لمس کرده است. فضای کلی شعر، تداعی‌گرِ دردی عمیق و درونی است که از

در این ابیات، شاعر با تصویرسازی‌های غلوآمیز و خیالی، تلاش دارد شدتِ رنج و ناپایداری حالِ خود را نشان دهد؛ به گونه‌ای که در میانِ تلاطمِ گریه‌های سوزناک، گهگاه به حالِ زار و آشفته خود نیز با تلخی می‌خندد و دچار تضاد درونی می‌شود.

معنای روان

دوش می رفت وآه می کردم در پی او نگاه می کردم

دیشب معشوقم از نزد من رفت و من در حالی که با نگاه، او را بدرقه می‌کردم، از سرِ اندوه و دوری، آهِ حسرت می‌کشیدم.

نکته ادبی: دوش مخفف دیشب است و در متون کلاسیک فارسی، یکی از ارکانِ زمانِ وقوعِ حوادثِ عاشقانه است.

هر دم از خون دیده در پی او قاصدی رو به راه می کردم

در هر لحظه، اشک‌های خونین از چشمانم جاری می‌شد و من این اشک‌ها را همچون پیام‌رسانانی در پی او روان می‌کردم تا شاید نشانه‌ای از او برایم بیاورند.

نکته ادبی: خونِ دیده، کنایه از اشکِ خونین است که ناشی از شدتِ درد و رنجِ عاشق است.

شب همه شب ز دود سینهٔ خویش سرمه در چشم ماه می کردم

تمام طول شب، آه و ناله‌های برخاسته از سینه سوخته‌ام آن‌قدر شدید و غلیظ بود که گویی دودِ آن، همچون سرمه، چشم ماه را سیاه کرده است.

نکته ادبی: دودِ سینه، استعاره از آهِ گرم و سوزانِ عاشق است که در اینجا با خیال‌پردازی شاعر، به دودی مادی تشبیه شده است.

ناوک غمزه در دلم می زد من دل خسته آه می کردم

نگاه‌های معشوق همچون تیرِ کمان به قلبم اصابت می‌کرد و منِ خسته‌دل، در برابر این تیرها، تنها به آه کشیدن اکتفا می‌کردم.

نکته ادبی: ناوکِ غمزه، ترکیبی استعاری است؛ غمزه به تیر تشبیه شده است که از کمانِ چشم معشوق رها می‌شود.

گریه میکردم و به حالت خویش خنده هم گاهگاه می کردم

در حالی که گریه می‌کردم، گاهی نیز به وضعیتِ پریشان و خنده‌دارِ خود می‌خندیدم؛ چرا که این حجم از رنج، مرا به نوعی جنون و حیرت کشانده بود.

نکته ادبی: تضاد میان گریه و خنده، بیانگرِ آشفتگیِ روانیِ عاشق در اوجِ مصیبت است.

آرایه‌های ادبی

استعاره و کنایه خون دیده

اشاره به اشک‌هایی که به دلیلِ کثرتِ گریه و شدتِ درد، به خون تشبیه شده‌اند.

تشبیه و غلو دود سینه، سرمه در چشم ماه

شاعر آهِ خود را به دود تشبیه کرده و با اغراق، اثر آن را بر آسمان و ماه نشان داده است تا شدتِ اندوه را ملموس کند.

استعاره ناوک غمزه

چشم و نگاهِ معشوق به کمانی که تیر (ناوک) پرتاب می‌کند، تشبیه شده که نمادِ تاثیرِ نافذِ نگاهِ اوست.

تضاد (طباق) گریه و خنده

هم‌نشینیِ گریه و خنده در یک بیت، بیانگرِ تناقضِ عاطفی و پریشانیِ روحِ عاشق است.