دیوان اشعار - غزلیات (گزیدهٔ ناقص)

امیرخسرو دهلوی

گزیدهٔ غزل ۴۵۱

امیرخسرو دهلوی
بگه بیامد و همسایه گفت خوابم نیست که ناله های تو در سینه کار می کندم
براه بی سرو و پا می روم که آب دو چشم رها نمی کندم تا به پای خود بروم

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این دو بیت، فضایی آکنده از اندوه و پریشانیِ عمیقِ عاشقانه را ترسیم می‌کند. در نگاهِ نخست، شاعر برون‌ریزیِ درونیِ درد خود را به تصویر می‌کشد که از مرزهای وجودیِ او فراتر رفته و آرامش را از اطرافیان (همسایه) سلب کرده است.

در نگاهی دیگر، شاعر به استیصالِ کامل خود در برابرِ سیلی از اندوه اشاره دارد؛ به‌گونه‌ای که نه تنها روح، بلکه جسم او نیز تحت‌تأثیر این اندوه، تواناییِ حرکت و زیستِ طبیعی را از دست داده و در سرگشتگی و گریستن غرق شده است.

معنای روان

بگه بیامد و همسایه گفت خوابم نیست که ناله های تو در سینه کار می کندم

در آن هنگام (سحرگاه)، همسایه به سراغم آمد و گفت که خواب ندارم، زیرا ناله‌های تو چنان سوزناک است که به عمق جانم نفوذ کرده و مرا نیز بی‌قرار کرده است.

نکته ادبی: «بگه» قید زمان به معنای «به‌هنگام» یا «سحرگاه» است. «کار کردن» در اینجا به معنای اثرگذاری و نفوذ در روح و جان است.

براه بی سرو و پا می روم که آب دو چشم رها نمی کندم تا به پای خود بروم

آن‌چنان آشفته و سرگشته‌ام که در راهی بی‌سرانجام گام برمی‌دارم؛ آن‌قدر می‌گریم که سیل اشک‌هایم راه را بر من بسته و اجازه نمی‌دهد که به آسانی قدم بردارم.

نکته ادبی: «بی‌سر و پا» کنایه از سرگشتگی و نداشتنِ مقصد و تدبیر است. «آب دو چشم» استعاره از اشک فراوان است.

آرایه‌های ادبی

کنایه بی سر و پا

به معنای سرگشته و حیران و بدون اختیار بودن است که در اینجا برای بیان شدتِ آشفتگیِ روحی به کار رفته است.

اغراق آب دو چشم / رها نمی‌کندم تا به پای خود بروم

شاعر با مبالغه در بیانِ کثرتِ اشک‌ها، مانع شدنِ آن از حرکت کردن را تصویر کرده است که نشان‌دهنده‌ی شدتِ غم است.

تشخیص ناله‌های تو در سینه کار می‌کند

نسبت دادنِ فاعلیتِ نفوذ و اثرگذاری به ناله‌ها، حالتی جاندار و کنش‌مند به درد و رنج بخشیده است.