دیوان اشعار - غزلیات (گزیدهٔ ناقص)

امیرخسرو دهلوی

گزیدهٔ غزل ۴۴۸

امیرخسرو دهلوی
من که پا تابهٔ همت کنم از اطلس چرخ افسر جم نگر این ژنده که بر سر بستم
عقل گوید پارسایی پیشه کن مست عشقم پارسایی چون کنم

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

در این ابیات، شاعر برتری همت والای انسانی و شور بی‌پایان عشق را بر ظواهر پر زرق و برق دنیوی و نصایح خشکِ عقلانی به تصویر می‌کشد. در نگاه عارفانه، کسی که با چشم همت به ملکوت می‌نگرد، پادشاهی و تاج‌داریِ دنیوی را در برابر بی‌پیرایگی خود، ناچیز و حقیر می‌بیند.

همچنین، تضاد همیشگی میان عقل مصلحت‌اندیش و دلِ شیدا، نشان‌دهنده آن است که عاشق حقیقی، در بندِ محدودیت‌های عقلانی نمی‌ماند و مستیِ عشق، مجالی برای پارساییِ مرسوم باقی نمی‌گذارد.

معنای روان

من که پا تابهٔ همت کنم از اطلس چرخ افسر جم نگر این ژنده که بر سر بستم

من کسی هستم که به دلیل بلندنظری، آسمانِ بی‌کران را همچون پارچه‌ای برای بستن به پا استفاده می‌کنم؛ حال تو این تاجِ پادشاهیِ افسانه‌ای (تاج جمشید) را در برابر این خرقه و پارچه ساده‌ای که من بر سر دارم، مقایسه کن.

نکته ادبی: پا‌تابه: پارچه‌ای که بر ساق پا می‌بستند. اطلس چرخ: استعاره از آسمان که به جامه اطلسی تشبیه شده است. افسر جم: نمادِ والاترین جاه و مقام دنیوی.

عقل گوید پارسایی پیشه کن مست عشقم پارسایی چون کنم

عقلِ مصلحت‌سنج به من سفارش می‌کند که راهِ زهد و پارسایی را در پیش بگیرم؛ اما من چنان در دریای عشق غرق و مست شده‌ام که دیگر توان و مجالی برای رعایت آن نوع پارسایی ندارم.

نکته ادبی: پارسایی: به معنای زهد، تقوا و رعایت حدود شرعی و اخلاقی. مست عشق: استعاره از کسی که در اثر شدتِ اشتیاق، اختیار از کف داده است.

آرایه‌های ادبی

مراعات نظیر افسر و جم

اشاره به پادشاهی و متعلقات آن که با هم تناسب معنایی دارند.

تضاد ژنده و افسر

تقابل میان سادگیِ عارفانه (ژنده) و قدرتِ ظاهری (افسر جم).

استعاره اطلس چرخ

تشبیه آسمان به پارچه اطلس که نشان‌دهنده عظمتِ دیدگاه شاعر است.