دیوان اشعار - غزلیات (گزیدهٔ ناقص)

امیرخسرو دهلوی

گزیدهٔ غزل ۴۴۲

امیرخسرو دهلوی
نگارا صحبت از اغیار بگسل گل خندان من ازخار بگسل
ندانم تا که گفت آن بی وفا را که مهر از دوستان یک بار بگسل

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این شعر شکایتِ عاشقی است که از بی‌وفایی و دوریِ محبوبِ خویش در رنج است. شاعر با لحنی گلایه‌آمیز از معشوق می‌خواهد که پیوندهای ناپسند با رقیبان و بیگانگان را قطع کند و به جای هم‌نشینی با آنان، به وفاداری روی آورد.

فضای حاکم بر این ابیات، سرشار از عتاب و مهربانیِ توأمان است. شاعر در پیِ آن است که بداند چه کسی با سخن‌چینی یا القای فریب، محبوب را نسبت به او بدبین کرده و او را واداشته است تا رشته‌ی دوستی را به یک‌باره پاره کند.

معنای روان

نگارا صحبت از اغیار بگسل گل خندان من ازخار بگسل

ای معشوق، ارتباط و هم‌نشینی با رقیبان و بیگانگان را قطع کن؛ ای که همچون گلی خندان و لطیف هستی، خود را از هم‌صحبتی با خارها (انسان‌های پست و نااهل) جدا ساز.

نکته ادبی: واژه‌ی «نگار» استعاره از معشوق و «اغیار» به معنای بیگانگان و رقیبان عشقی است. «بگسل» فعل امر از مصدر گسیختن به معنای قطع کردن و بریدن است.

ندانم تا که گفت آن بی وفا را که مهر از دوستان یک بار بگسل

نمی‌دانم چه کسی به گوشِ این محبوبِ بی‌وفا خوانده و او را وسوسه کرده است که به ناگاه، تمامِ مهر و محبتش را از دوستانِ حقیقی و وفادارش قطع کند.

نکته ادبی: «بی‌وفا» صفتِ جانشین اسم برای معشوق است. «مهر بگسل» کنایه از پایان دادن به دوستی و عشق است.

آرایه‌های ادبی

استعاره گل خندان و خار

محبوب به گل خندان تشبیه شده و رقیبان به خار، که نشان از تضاد میان زیبایی معشوق و زشتیِ همنشینان او دارد.

کنایه مهر از دوستان بگسل

کنایه از قطع کردن رابطه و پایان دادن به عشق و دوستی است.