دیوان اشعار - غزلیات (گزیدهٔ ناقص)
گزیدهٔ غزل ۴۴۱
امیرخسرو دهلوی
بماندم در بلای دل که یارب
مبادا هیچکس را مبتلا دل
درک و برداشت
هوش مصنوعیدرونمایه و پیام
شعر پیش رو، فریادی است از سرِ استیصال و دردمندیِ عاشق که در دامِ عشق گرفتار شده است. شاعر با زبانی که آمیخته به حسرت و دلسوزی برای دیگران است، دردمندیِ خود را بازگو میکند و آرزو دارد که هیچ موجودی طعمِ تلخِ رنجهای عاشقانه را نچشد.
درونمایه اصلی این بیت، گریز از رنجهای جانکاهِ دلدادگی است؛ عشقی که به جای آرامش، برای عاشق جز سختی و بلا ارمغانی نداشته است.
معنای روان
بماندم در بلای دل که یارب
مبادا هیچکس را مبتلا دل
من در رنج و بلای عاشقی گرفتار شدهام و خدایا، آرزو میکنم که هیچکس دیگری به این درد و بلا دچار نشود.
نکته ادبی: واژهی «دل» در این بیت در معنایِ کناییِ عشق و دلدادگی به کار رفته است و «مبتلا» نیز به معنای گرفتار و دردمند است.
آرایههای ادبی
کنایه
بلای دل
کنایه از رنجها و سختیهای ناشی از عاشقی است.
تکرار
دل
تکرار واژه «دل» برای تأکید بر محوریتِ موضوعِ عشق و رنجهای آن در کلِ اثر.