دیوان اشعار - غزلیات (گزیدهٔ ناقص)

امیرخسرو دهلوی

گزیدهٔ غزل ۴۳۸

امیرخسرو دهلوی
من بدان نذرم که گر میرم به سویم بنگری بین که چون من چند کس مرد است در بازار عشق
تیغ خود بگذار تا وام تو بگذارم از انک وام معشوق است سر برگردن عیار عشق

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات تصویری دراماتیک از جایگاه عاشق در ساحت عشق را ترسیم می‌کند. شاعر با استعاره گرفتنِ محیطِ پرمخاطره‌ی عشق به «بازار»، از جان‌فشانی و ایثارِ بی‌دریغِ عاشقان سخن می‌گوید و آن را نه یک پایانِ تلخ، بلکه بدهی و تعهدی می‌داند که عاشق مشتاقانه در پی پرداختِ آن است.

لحنِ کلام، آمیخته به نوعی شوریدگی و در عین حال، صلابتِ قهرمانانه است. شاعر از سویی به دنبالِ دیده‌شدن از جانب معشوق است و از دیگر سو، با تکیه بر واژگانی چون «عیار» و «تیغ»، از نبردِ نابرابرِ میانِ دل‌دادگی و بی‌مهری، روایتی ایثارگرانه به دست می‌دهد.

معنای روان

من بدان نذرم که گر میرم به سویم بنگری بین که چون من چند کس مرد است در بازار عشق

من با خود عهد کرده‌ام که اگر در راهِ عشقِ تو جان سپردم، بر پیکرِ من نگاهی بیندازی؛ تا با دیدنِ وضعیتِ من، دریابی که در این میدانِ پرمخاطره و پرهیاهوی عشق، چه بسیار عاشقانی چون من، جانِ خود را از دست داده‌اند.

نکته ادبی: واژه «نذر» به معنای عهد و پیمان است. ترکیب «بازار عشق» استعاره‌ای است از میدانِ پرحادثه و بی‌رحمِ عشق که در آن، جان، کالای اصلیِ معامله است.

تیغ خود بگذار تا وام تو بگذارم از انک وام معشوق است سر برگردن عیار عشق

سلاحِ بی‌مهری و قهرِ خود را کنار بگذار تا بتوانم بدهیِ عشقم را به تو ادا کنم؛ چرا که دین و بدهیِ من در برابرِ محبتِ تو، جانِ من است که آن را همچون عاشقی جوانمرد و فداکار (عیار)، بر گردن دارم و آماده‌ی تقدیمِ آنم.

نکته ادبی: «عیار» در ادبیات کلاسیک نمادِ جوانمردی، پهلوانی و ازخودگذشتگی است. «سر بر گردن داشتن» کنایه‌ای از زیرِ بارِ تعهد یا بدهی بودن است.

آرایه‌های ادبی

استعاره بازار عشق

تشبیه فضای پرمخاطره عشق به بازاری که در آن عاشق جان می‌بازد.

کنایه سر بر گردن داشتن

کنایه از تعهد داشتن و بدهکار بودنِ عاشق به معشوق در مسیر عشق.

نماد عیار

نمادِ عاشقِ جوانمرد و شجاعی که جانش را بی‌پروا فدا می‌کند.

استعاره تیغ

اشاره به قهر، بی‌توجهی یا نگاه تند و برنده‌ی معشوق.