دیوان اشعار - غزلیات (گزیدهٔ ناقص)

امیرخسرو دهلوی

گزیدهٔ غزل ۴۳۵

امیرخسرو دهلوی
کتاب فقه ندانند در مدارس ما دریغ عمر که شد صرف در اصول و فروع
فقیه شرع که ما را همی کند تکفیر به عمر خویش نکردست سجده ای به خضوع

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات بازتاب‌دهنده دیدگاه انتقادی شاعر نسبت به نظام آموزشی و عالمانِ ظاهربینِ عصر خویش است. شاعر با زبانی گله‌آمیز بیان می‌کند که چگونه اشتغالِ ذهنیِ بیش از حد به مباحثِ پیچیده و خشکِ فقهی، باعث دوری از حقیقتِ بندگی و معنویت شده است.

در دیدگاه شاعر، علمِ بی‌عمل و تعصباتِ بیجا، همچون قفسی است که جانِ آدمی را از درکِ قلبیِ ایمان باز می‌دارد. او بر این باور است که متولیانِ ظاهریِ دین، در حالی که دیگران را تکفیر می‌کنند، خود از درکِ شیرینیِ خلوص و تواضع در پیشگاه الهی محروم مانده‌اند.

معنای روان

کتاب فقه ندانند در مدارس ما دریغ عمر که شد صرف در اصول و فروع

در مدارس ما، دانشجویان و طلاب از درکِ حقیقیِ کتاب‌های فقهی ناتوان‌اند؛ افسوس که عمرِ گران‌مایه صرفِ یادگیریِ جزئیات و بحث‌های بی‌پایانِ حلال و حرام (اصول و فروع فقهی) شد و از حقیقتِ دین باز ماند.

نکته ادبی: اصول و فروع در اینجا اشاره به شاخه‌های تخصصی فقه اسلامی دارد که شاعر معتقد است بدونِ پشتوانه معنوی، بیهوده است.

فقیه شرع که ما را همی کند تکفیر به عمر خویش نکردست سجده ای به خضوع

آن فقیهی که دم از شریعت می‌زند و پیوسته ما را کافر می‌خواند، خود در تمامِ عمرش حتی یک بار با فروتنی و خشوعِ قلبی در برابرِ خداوند سجده نکرده است.

نکته ادبی: کلمه تکفیر به معنای نسبت دادنِ کفر به دیگران و بیرون کردن آنان از دایره ایمان است که در این بیت با طعنه‌ای صریح به کار رفته است.

آرایه‌های ادبی

تضاد کتاب فقه و تکفیر

تقابل میان ادعای فقهی و عملِ غیراخلاقی فقیه

طنز انتقادی تکفیر کردن دیگران و سجده نکردن خود

نشان‌دهنده نفاق و تناقض در رفتار فقیه

کنایه سجده‌ای به خضوع

کنایه از عبادتِ خالصانه و بی‌پیرایه