دیوان اشعار - غزلیات (گزیدهٔ ناقص)

امیرخسرو دهلوی

گزیدهٔ غزل ۴۳۳

امیرخسرو دهلوی
مرا کاریست مشکل با دلی خویش که گفتن می نیارم مشکل خویش
خیالت داند و چشم من و غم که هرشب در چه کارم با دل خویش
ز وا پس ماندگان یادی کن آخر چه رانی تند جانا محمل خویش ؟
مرا در اولین منزل ره افتاد ترا خویش باد راه و منزل خویش
چه فرصتها که گم کردم درین راه زبخت خواب ناک غافل خویش

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات بازتاب‌دهنده درگیری درونی عمیق و اندوهی جانکاه است که عاشق در مواجهه با خویشتن و معشوق تجربه می‌کند. فضای حاکم بر شعر، فضایی سرشار از حسرت، تنهایی و اعتراف به درماندگی است که در آن گوینده از عدم درک و ناتوانی در بیان دردهای نهانی‌اش سخن می‌گوید.

شاعر در این قطعات، به تضاد میان موقعیت خود که در آغاز راه عشق متوقف مانده و سیر شتابان معشوق اشاره می‌کند و در نهایت، ریشه این ناکامی را در غفلت و بختِ ناآگاهِ خویش می‌جوید.

معنای روان

مرا کاریست مشکل با دلی خویش که گفتن می نیارم مشکل خویش

من با دل خویش درگیری و مشکلی دارم که چنان پیچیده و سهمگین است که حتی توان بازگو کردن آن را ندارم.

نکته ادبی: می‌نیارم: به معنای نمی‌توانم و در توانم نیست.

خیالت داند و چشم من و غم که هرشب در چه کارم با دل خویش

تنها خیال تو، چشمان اشک‌بار من و غمِ همنشینم می‌دانند که هر شب در درونم با دلم چه نبردی دارم.

نکته ادبی: خیال: تصویر ذهنی معشوق که به عنوان شاهدِ تنهایی عاشق در نظر گرفته شده است.

ز وا پس ماندگان یادی کن آخر چه رانی تند جانا محمل خویش ؟

ای یار، کمی هم به حالِ جاماندگانِ این مسیر توجه کن؛ چرا این‌قدر شتاب‌زده و تند حرکت می‌کنی و از ما دور می‌شوی؟

نکته ادبی: محمل: هودج یا کجاوه که در اینجا نمادِ مرکب و جریانِ زندگی یا حرکتِ سلوک است.

مرا در اولین منزل ره افتاد ترا خویش باد راه و منزل خویش

من درست در اولین ایستگاهِ این راهِ عشق متوقف شدم و زمین‌گیر گشتم؛ برای تو آرزو می‌کنم که راه و منزلِ خویش را بیابی و در آن پیش بروی.

نکته ادبی: منزل: در ادبیات عرفانی به معنای جایگاه یا مرتبه‌ای در سیر و سلوک است.

چه فرصتها که گم کردم درین راه زبخت خواب ناک غافل خویش

چه فرصت‌های بی‌نظیری را که در این مسیر از دست دادم، تنها به دلیلِ بخت و اقبالِ غافل و خواب‌آلوده‌ی خودم.

نکته ادبی: بختِ خواب‌ناک: استعاره‌ای برای توصیف اقبالی که گویا در خواب است و نسبت به سرنوشتِ صاحبش بی‌توجه است.

آرایه‌های ادبی

تشخیص (جان‌بخشی) بخت خواب‌ناک

نسبت دادن صفتِ خواب به بخت که یک مفهوم انتزاعی است تا بی‌تفاوتیِ سرنوشت به حالِ عاشق را نشان دهد.

استعاره محمل

اشاره به مسیرِ زندگی یا سیر و سلوکِ عاشقانه که معشوق در آن پیش‌تاز است.

خطاب (ندا) جانا

خطاب قرار دادن معشوق برای بیانِ شکایت و درخواستِ توجه.