دیوان اشعار - غزلیات (گزیدهٔ ناقص)

امیرخسرو دهلوی

گزیدهٔ غزل ۴۳۰

امیرخسرو دهلوی
چندین شبم گذشت به کنج خراب خویش نوری ندادیم شبی از ماههتاب خویش
رویی چنان مپوش زعشاق کاهل دل از تشنگان دریغ ندارند آب خویش
گر نه کباب کردن دلها شدش حلال آن مست را بحل نکنم من کباب خویش