دیوان اشعار - غزلیات (گزیدهٔ ناقص)

امیرخسرو دهلوی

گزیدهٔ غزل ۴۲۲

امیرخسرو دهلوی
آن سخن گفتن تو هست هنوزم در گوش وان شکر خندهٔ شیرین تو از چشمهٔ نوش
گریه می آیدم از دور به آواز بلند که از آن گریه نمی آیدم آواز به گوش
ای به خشم از برمن رفته و تنها خفته چشم را گوی که چندین طرف خواب بپوش

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات بازتابی از سوز و گداز عاشقانه‌ای است که در آن، شاعر با یادآوری شیرینیِ خاطراتِ گذشته و دیدارِ یار، به غمِ جانکاهِ دوری و تنهایی پناه برده است. فضا آکنده از حسرت و اندوهی عمیق است که شاعر را در چنبره‌ی خاطراتِ دور، محبوس کرده و او را به ناله‌ای بلند و درونی واداشته است.

در بخش پایانی، لحن کلام به سوی گله‌گزاری ملایم و دعوت از یار به هوشیاری از خوابِ غفلتِ دوری متمایل می‌شود که نشانگر تداومِ عشق و امیدِ شاعر به شکستنِ سدِ قهر و دوری است.

معنای روان

آن سخن گفتن تو هست هنوزم در گوش وان شکر خندهٔ شیرین تو از چشمهٔ نوش

هنوز هم صدایِ سخن گفتنِ تو در گوشِ جانم طنین‌انداز است و یادِ آن خنده‌های شیرین و دلنشینت، گویی جامی از شهدِ ناب و گوارا را به کامِ خاطرم می‌ریزد.

نکته ادبی: شکر خنده ترکیبی است که استعاره از لبخندی شیرین و دل‌انگیز دارد و از ترکیب صفت و موصوف ساخته شده است.

گریه می آیدم از دور به آواز بلند که از آن گریه نمی آیدم آواز به گوش

از دوریِ تو چنان با صدای بلند و هق‌هقی مداوم گریه می‌کنم که به سببِ شدتِ آن گریه، دیگر هیچ صدایی، حتی صدایِ خودِ این گریه را هم نمی‌شنوم.

نکته ادبی: گریه از دور به آواز بلند، کنایه از شدتِ بی‌تابی و ناله است که گستره‌ی آن به دوردست می‌رسد.

ای به خشم از برمن رفته و تنها خفته چشم را گوی که چندین طرف خواب بپوش

ای کسی که با خشم از کنارم رفتی و اکنون در تنهایی خفته‌ای، به چشمانِ خود بگو که این‌قدر به خوابِ غفلت فرو نروند و بیدار شوند.

نکته ادبی: طرف خواب بپوش، تعبیری کنایی است که از مخاطب می‌خواهد از خوابِ طولانیِ بی‌خبری دست بکشد.

آرایه‌های ادبی

استعاره چشمه نوش

تشبیه خنده به آبی گوارا از چشمه‌ی شهد و شیرینی که استعاره‌ای از لذتِ حضور یار است.

کنایه گریه به آواز بلند

اشاره به شدت و حدتِ اندوه و ناله که گوشِ جانِ شاعر را پر کرده و مانع شنیدن صداهای دیگر می‌شود.

مراعات نظیر چشم، خواب، خفته

گردآوری واژگان مرتبط با خواب و بینایی برای تصویرسازی فضایِ بی‌خبریِ یار.