دیوان اشعار - غزلیات (گزیدهٔ ناقص)

امیرخسرو دهلوی

گزیدهٔ غزل ۴۱۶

امیرخسرو دهلوی
ستمگری که دلم شاد نیست جز به غمش به خامه راست نیاید شکایت ستمش
اگر ز دست اجل چند که امان یابم به خاک پاش که سر بر ندارم از قدمش
هزار نامه نوشتم به خون دیده ولی به این دیار نیامد کبوتر حرمش
مباشری که به کنج فراق می نوشد سفال باده نماید به چشم جام جمش

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات بیانگر احوال عاشقی است که در وادی درد و فراق، نوعی از آرامش و تعالی را تجربه می‌کند. در نگاه شاعر، غم محبوب تنها مایه دل‌خوشی و انگیزه زندگی است و ستم یار چنان عمیق و پرشمار است که وصف آن در کلام نمی‌گنجد.

درونمایه اصلی این سروده، اشتیاق سوزان برای وصال و ناامیدی ناشی از بی‌خبری است. شاعر با بهره‌گیری از نمادها و تصویرسازی‌های کلاسیک، وضعیت عاشق گوشه‌نشینی را ترسیم می‌کند که در نهایت استیصال، حتی ظرف ساده شراب را به چشم جام افسانه‌ای جهان‌نما می‌بیند و این خود نشان از دگرگونی ادراک عاشق در اثر رنج عشق دارد.

معنای روان

ستمگری که دلم شاد نیست جز به غمش به خامه راست نیاید شکایت ستمش

آن محبوب ستمگر که تنها مایه خوشحالی و دلبستگی من، غم و اندوهی است که از او دارم، چنان در ستمگری بی‌بدیل است که نوشتن و شرح شکایت بی‌مهری‌هایش با قلم ممکن نیست.

نکته ادبی: خامه در اینجا استعاره از قلم است و عبارت راست نیاید کنایه از ناتوانی در به سرانجام رساندن کاری به واسطه دشواری آن است.

اگر ز دست اجل چند که امان یابم به خاک پاش که سر بر ندارم از قدمش

اگر از چنگال مرگ، فرصتی کوتاه برای زندگی بیابم، چنان در برابر او فروتنی خواهم کرد که لحظه‌ای سر از آستان پایش برنخواهم داشت.

نکته ادبی: اجل به معنای مرگ است و سر بر نداشتن از قدم، کنایه از نهایت بندگی، خضوع و پرستش محبوب است.

هزار نامه نوشتم به خون دیده ولی به این دیار نیامد کبوتر حرمش

نامه‌های بسیاری با اشک‌های خونین دیدگانم برای او نوشتم، اما دریغ که از جانب او هیچ پیکی یا خبری به این دیار من نیامد.

نکته ادبی: خون دیده استعاره از اشک خونین و کبوتر حرم استعاره‌ای از پیک و قاصد پیام‌آور است.

مباشری که به کنج فراق می نوشد سفال باده نماید به چشم جام جمش

عاشق دل‌شکسته‌ای که در کنج تنهایی و فراق، می می‌نوشد، در نگاه او آن ظرف سفالی و حقیر شراب، همچون جام اسطوره‌ای و پرشکوه جمشید جلوه می‌کند.

نکته ادبی: جام جم اشاره به جام جهان‌نمای جمشید دارد و در اینجا نشانگر این است که عشق، دیدگان عاشق را دگرگون می‌کند تا امور ناچیز را باشکوه ببیند.

آرایه‌های ادبی

متناقض‌نما (پارادوکس) دلم شاد نیست جز به غمش

شاعر شادی خویش را در گروی اندوه ناشی از محبوب می‌داند که تضادی زیبا میان مفهوم غم و شادی ایجاد کرده است.

استعاره و کنایه خون دیده

اشاره به اشک بسیار که از شدت گریه به رنگ خون درآمده است.

تلمیح جام جم

اشاره به جام جهان‌نمای جمشید که در اسطوره‌های ایرانی، تمام هستی را در آن می‌دیدند.

مبالغه هزار نامه نوشتم

بزرگ‌نمایی در تعداد نامه‌ها برای نشان دادن شدت اشتیاق و اصرار عاشق برای ارتباط.