دیوان اشعار - غزلیات (گزیدهٔ ناقص)

امیرخسرو دهلوی

گزیدهٔ غزل ۴۱۴

امیرخسرو دهلوی
آنکه از جان دو ستر میدارمش گر مرا بگذاشت من نگذارمش
آنکه در خون دل من تشنه است من دو چشم خویش می پندارمش
گر چه هست او یار من من یار او من کجا یارم که گویم یارمش
هیچ رحمی نیست بر بیمار خوش آن طبیبی را که من بیمار مش
با دل خود گفتم او را چیستی ؟ گفت خسرو او گل و من خارمش

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات بازتاب‌دهنده عشقی یک‌سویه، بی‌پایان و ایثارگرانه است که در آن عاشق با وجود دیدن جفا و بی‌اعتنایی از سوی معشوق، همچنان بر وفاداری و محبت خود پای می‌فشارد. فضای حاکم بر این اشعار، فضایی است که در آن رنج کشیدن برای محبوب، نه تنها ناپسند نیست بلکه بخشی جدایی‌ناپذیر از هویت عاشق به شمار می‌رود.

شاعر در این گفتار با زبانی ساده و بی‌پیرایه، پارادوکسِ عشق را به تصویر می‌کشد؛ پیوندی که در آن عاشق، معشوق را با وجود ستم‌گری‌اش، عزیزترینِ جان می‌داند و خود را در برابرِ منزلتِ او ناچیز و نیازمند می‌بیند.

معنای روان

آنکه از جان دو ستر میدارمش گر مرا بگذاشت من نگذارمش

آن کسی که از جان برایم عزیزتر است، اگر مرا رها کند و برود، من هرگز او را ترک نمی‌کنم و همچنان بر عهد خود باقی می‌مانم.

نکته ادبی: تأکید بر وفاداری مطلق در برابر ترکِ معشوق با استفاده از تضاد فعلی.

آنکه در خون دل من تشنه است من دو چشم خویش می پندارمش

کسی که تشنه به خونِ دلِ من است و با رفتار خود مرا رنج می‌دهد، من او را به اندازه چشمان خودم عزیز و ضروری می‌دانم.

نکته ادبی: کنایه از عزیز بودن معشوق (به منزله چشم) با وجود ستمگری او.

گر چه هست او یار من من یار او من کجا یارم که گویم یارمش

اگرچه او معشوق من است و من عاشق او، اما من کجا این توانایی (یارایی) را دارم که او را «یار» خود بخوانم؟

نکته ادبی: استفاده از ایهام در واژه «یار»؛ هم به معنی دوست و هم اشاره به «یارایی» و توانایی.

هیچ رحمی نیست بر بیمار خوش آن طبیبی را که من بیمار مش

آن کسی که من بیمارِ عشقِ او هستم، در واقع طبیبِ من است، اما افسوس که هیچ رحمی به این عاشقِ بیمارِ خود ندارد.

نکته ادبی: تناسبِ میان واژگان طبیب و بیمار و پارادوکسِ بی‌رحمیِ طبیب در حق بیمار.

با دل خود گفتم او را چیستی ؟ گفت خسرو او گل و من خارمش

از دلم پرسیدم که آن شخص برای تو چه جایگاهی دارد؟ دلم گفت: ای خسرو، او همچون گلِ لطیف است و من که شیفته‌اش هستم، خارِ او هستم.

نکته ادبی: بهره‌گیری از تمثیلِ «گل و خار» برای بیان نسبتِ عاشق و معشوق.

آرایه‌های ادبی

ایهام یارم

اشاره به دو معنای دوست و توانایی (یارایی).

تناسب طبیب و بیمار

ایجاد پیوند معنایی میان دو واژه برای نشان دادن رابطه عاشق و معشوق.

تمثیل گل و خار

تشبیه رابطه عاشق و معشوق به پیوند گل و خار که دلالت بر جدایی‌ناپذیری عاشق از معشوق دارد.