دیوان اشعار - غزلیات (گزیدهٔ ناقص)

امیرخسرو دهلوی

گزیدهٔ غزل ۴۰۰

امیرخسرو دهلوی
تن پیر گشت و آرزوی دل جوان هنوز دل خون شد و حدیث بتان برزبان هنوز
عالم تمام پر ز شهیدان کشته گشت ترک مرا خدنگ بلا در کمان هنوز

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات بیانگر تقابل همیشگی میان زوال جسمانی و پویاییِ فناناپذیرِ آرزوها و عواطف انسانی است. شاعر با زبانی حزین و در عین حال عاشقانه، از این سخن می‌گوید که چگونه با گذشت زمان و پیریِ تن، شعله‌ی عشق و تمنا در دل سرد نمی‌شود و همچنان گرمای خود را حفظ می‌کند.

در بخش دوم، شاعر با نگاهی اغراق‌آمیز و استعاری، معشوق را به کمانداری بی‌رحم تشبیه می‌کند که قربانیان بسیاری در راه عشق به جا گذاشته است. این تصویرسازی نشان‌دهنده آن است که قدرتِ ویرانگرِ عشق، مرز نمی‌شناسد و معشوق همواره با سلاحِ دلبری و بی‌مهری، آماده‌ی شکارِ دل‌های دیگر است.

معنای روان

تن پیر گشت و آرزوی دل جوان هنوز دل خون شد و حدیث بتان برزبان هنوز

جسم من بر اثر گذر زمان فرسوده و پیر شده است، اما تمایلات و آرزوهای قلبم همچنان طراوت و جوانی خود را حفظ کرده‌اند. با وجود اینکه دل از غم عشق خونین شده و رنج بسیار کشیده است، همچنان سخن از زیبایی و دلبری‌های معشوق بر لب جاری است.

نکته ادبی: تضاد میان 'پیر' و 'جوان' برای برجسته‌سازی تداوم عشق در عین زوال جسم به کار رفته است. 'بتان' استعاره از معشوقان زیبارو و سحرانگیز است.

عالم تمام پر ز شهیدان کشته گشت ترک مرا خدنگ بلا در کمان هنوز

تمام جهان پر از کسانی شده است که به خاطر عشق و دلبری‌های معشوق جان خود را از دست داده‌اند، اما معشوق زیباروی من، همچنان تیر بلا و غم را در کمان خود آماده‌ی رها کردن دارد.

نکته ادبی: 'ترک' در ادبیات کلاسیک کنایه از معشوقی زیبارو، سرکش و مقتدر است. 'خدنگ' به معنای تیر و 'کمان' نماد قدرتِ آسیب‌رسانی معشوق است.

آرایه‌های ادبی

تضاد (طباق) پیر و جوان

به کارگیری دو مفهوم متضاد در کنار هم برای نشان دادن تضاد میان پیریِ جسم و جوانیِ روح.

استعاره بتان

اشاره به معشوقان زیبارو که در جایگاه پرستش قرار می‌گیرند.

اغراق عالم تمام پر ز شهیدان کشته گشت

بزرگ‌نمایی در تعداد قربانیان عشق برای نشان دادن بی‌رحمی و قدرتِ معشوق.

کنایه و استعاره خدنگ بلا در کمان

اشاره به قدرت معشوق در آسیب رساندن به عاشق و مهیا بودن او برای صید دل‌های بیشتر.