دیوان اشعار - غزلیات (گزیدهٔ ناقص)

امیرخسرو دهلوی

گزیدهٔ غزل ۳۹۲

امیرخسرو دهلوی
بهانه می طلبند اهل دل که جان بدهند بپوش روی و گرنه در انجمن مگذر

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این بیت به توصیف شور و شیدایی عاشقان حقیقی می‌پردازد که در آرزوی فدا کردن جان خود برای معشوق هستند. شاعر با نگاهی ظریف و عاشقانه، عطش عاشقان را برای قربانی کردنِ هستی خویش در راه معشوق به تصویر می‌کشد.

در این فضا، جلوه‌ی جمال معشوق چنان تند و آتشین است که تاب و توانِ عاشقان را می‌رباید. از همین رو، شاعر با زبانی هشدارگونه و البته ستایش‌آمیز، از معشوق می‌خواهد که خود را بپوشاند تا دیدنِ چهره‌اش، عاشقان را به مرز نیستی نکشاند.

معنای روان

بهانه می طلبند اهل دل که جان بدهند بپوش روی و گرنه در انجمن مگذر

عاشقانِ حقیقی همیشه به دنبال بهانه‌ای هستند تا جان خود را فدای معشوق کنند؛ پس ای محبوب، چهره‌ی خود را بپوشان و در انجمن و میانِ جمع حاضر نشو، چرا که جلوه‌ی زیبایی تو، تابِ آنان را می‌گیرد و به مرگشان می‌انجامد.

نکته ادبی: عبارت اهل دل کنایه‌ای از عاشقان و سالکان طریق عشق است. فعل بپوش به صورت امری برای بیان یک تمنای عاشقانه به کار رفته است.

آرایه‌های ادبی

کنایه اهل دل

اشاره به عاشقان و کسانی که با تمام وجود درگیر احساسات قلبی هستند.

مبالغه جان بدهند

اغراق در شدت تأثیرِ دیدنِ روی معشوق که به راحتی می‌تواند جانِ عاشق را بستاند.

نهی بپوش روی و مگذر

نهیِ معشوق برای ظاهر نشدن در جمع که در واقع، ستایشی غیرمستقیم از زیبایی خیره‌کننده‌ی اوست.