دیوان اشعار - غزلیات (گزیدهٔ ناقص)
گزیدهٔ غزل ۳۹۱
امیرخسرو دهلویدرک و برداشت
هوش مصنوعیدرونمایه و پیام
این کلام از شدت بیقراری عاشق سخن میگوید؛ آنجا که عشق به مرحلهای از سوز و گداز رسیده که حتی مفهوم «صبر» در قاموسِ قلبِ عاشق جایی ندارد. پرسشِ معشوق از صبر، پرسشی است که با واقعیتِ درونیِ عاشق فاصله بسیار دارد.
شاعر در این بیت نشان میدهد که قلب او چنان در تسخیرِ عشق و بیتابی است که واژه و معنای «صبر» برایش غریب و دور از دسترس است؛ گویی قلب او از هرگونه آرامشی تهی شده و تنها اشتیاق در آن جای دارد.
معنای روان
ای جانِ من، اگر از من دربارهیِ میزانِ صبر و شکیباییام میپرسی، لطفاً از احوالِ دلم چیزی نپرس.
نکته ادبی: «جان» در اینجا ندای محبتآمیز به معشوق است. «دل» در این بافتار نماد کانون بیقراری و اشتیاق است که تابِ شنیدنِ نامِ صبر را ندارد.
آرایههای ادبی
کنایه از غیرقابل تصور بودن یا غیرممکن بودنِ استقرارِ صبر در قلبِ عاشق است.
نسبت دادنِ «گمان» و «گذر» به «دل»، گویی دل موجودی است که قدرتِ اندیشیدن و راه دادنِ مفاهیم به خود را دارد.