دیوان اشعار - غزلیات (گزیدهٔ ناقص)
گزیدهٔ غزل ۳۷۹
امیرخسرو دهلویدرک و برداشت
هوش مصنوعیدرونمایه و پیام
این بیت به توصیف بیوفایی و بیتوجهی معشوق نسبت به عاشق رنجور میپردازد. شاعر با لحنی گلایهآمیز از این نکته سخن میگوید که معشوق تا زمانی که عاشق در تکاپوی زندگی بود، به او بیاعتنا ماند و تنها هنگامی که کار از کار گذشت و عاشق در آستانهی مرگ قرار گرفت، به دیدارش شتافت.
مضمون کلی، روایتگرِ تنهاییِ عمیق و مرگِ آمیخته با حسرت است که نشاندهندهی بیحاصلیِ عشقِ یکسویه و دیر رسیدنِ معشوق در لحظاتِ پایانی زندگی است.
معنای روان
معشوق، دلِ منِ بیمار و دلخسته را ربود و با این حال به عیادت و جویای احوالم نشد؛ اما زمانی که خبردار شد من در حال جان دادن هستم، تازه در آن لحظه به بالینم آمد.
نکته ادبی: پرسش در اینجا به معنای عیادت و احوالپرسی است که کاربرد رایج آن در متون کهن است. دل ستاندن کنایه از دلبری و عاشق کردن است و جان دادن در این بافتار، کنایه از مرگ و احتضار است.
آرایههای ادبی
کنایه از عیادت نکردن و بیتوجهی به حال بیمار.
تضادِ معنایی میانِ شورِ زندگی (عشق) و سستیِ مرگ (احتضار) که وضعیتِ تراژیک عاشق را برجسته میکند.