دیوان اشعار - غزلیات (گزیدهٔ ناقص)

امیرخسرو دهلوی

گزیدهٔ غزل ۳۷۷

امیرخسرو دهلوی
دوش دل در کوی او گم کرده ام دوستان برخاک راهش بنگرید
کور بادا چشمتان گر صبحگاه پی من آن روی چو ماهش بنگرید

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات تصویرگر احوالِ عاشقِ شیدایی است که در پیِ گم‌گشتگیِ دل خویش، به تماشای جمالِ یار پناه برده است. شاعر با لحنی آکنده از اشتیاق و التماس، دوستانش را به یاری می‌خواند تا در آستانه‌یِ گذرگاهِ معشوق، نشانه‌ای از دلِ از دست‌رفته‌اش بیابند.

درونمایه‌ی اصلی این قطعه، شورِ عاشقانه و بی‌تابی در مسیرِ رسیدن به یار است. شاعر به قدری در این طلب غرق شده که مشاهده‌یِ چهره‌یِ معشوق را بر دوستانش واجب می‌شمارد و در صورتِ کوتاهیِ آنان، آنان را به ندیدنِ این جمال تهدید می‌کند.

معنای روان

دوش دل در کوی او گم کرده ام دوستان برخاک راهش بنگرید

دیشب دل خود را در کوچه‌ای که معشوق در آن رفت‌وآمد دارد، باختم. ای دوستان، بیایید و بر روی خاک راهِ او به دنبال دلم بگردید.

نکته ادبی: دوش به معنای دیشب است و کوی در اینجا استعاره از منزلگاه یا حریمِ معشوق است که دل عاشق در آنجا گرفتار شده است.

کور بادا چشمتان گر صبحگاه پی من آن روی چو ماهش بنگرید

ای دوستان، اگر در هنگام صبح به دنبال آن چهره‌ی درخشان و مانند ماهِ او برای من نمی‌گردید، الهی که چشمانتان نابینا شود.

نکته ادبی: روی چو ماه تشبیهی برای بیان زیبایی بی‌نظیر معشوق است و نفرینِ شاعر (کور بادا) کنایه از شدتِ نیازِ او به دیدن یار است.

آرایه‌های ادبی

استعاره کوی او

اشاره به حریم و جایگاه معشوق که عاشق در آنجا دل خود را باخته است.

تشبیه روی چو ماه

تشبیه چهره معشوق به ماه که دلالت بر زیبایی و درخشش او دارد.

مبالغه و کنایه کور بادا چشمتان

استفاده از لحنی تند برای نشان دادن شدتِ بی‌تابی و التماس عاشق به دوستان برای دیدن معشوق.