دیوان اشعار - غزلیات (گزیدهٔ ناقص)

امیرخسرو دهلوی

گزیدهٔ غزل ۳۶۹

امیرخسرو دهلوی
هنگام گلست باده باید ساقی و حریف ساده باید
گر غنچه گره بر ابرو افکند پیشانی گل گشاده باید
ساقی برخیز و یار بنشان کاین شسته و آن ستاده باید
جانست پیام اهل دل را جانی که به کف نهاده باید
و آنگاه حریف ساده و مست دردست من اوفتاده باید
خسرو ز بتان کرشمه بد نیست معشوقهٔ خود مرا ده باید