دیوان اشعار - غزلیات (گزیدهٔ ناقص)

امیرخسرو دهلوی

گزیدهٔ غزل ۳۶۸

امیرخسرو دهلوی
جان کنم پیش و جهان هم اگرم دست دهد اندران راه که آن جان جهان می آید

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این بیت بازتاب‌دهنده اوجِ اشتیاق و سرسپردگی عاشق در برابر معشوقی است که جانِ عالَم است. شاعر با زبانی حماسی و عاشقانه، از آمادگی کامل خود برای فدا کردن تمامی داشته‌های دنیوی و حتی جان خویش سخن می‌گوید تا راه را برای رسیدن و تجلی آن محبوبِ ازلی هموار کند.

فضا، فضای نیایش و عرفان است که در آن، ارزش‌های مادی در برابر ارزشِ وجودیِ معشوق ناچیز شمرده می‌شوند و عاشق، فداکاری را تنها راهِ آمادگی برای آن دیدارِ مقدس می‌داند.

معنای روان

جان کنم پیش و جهان هم اگرم دست دهد اندران راه که آن جان جهان می آید

آماده‌ام که جان خود را در پیش پای معشوق فدا کنم و اگر تمام جهان نیز در اختیارم باشد، آن را نیز در همان راهی که آن محبوبِ والا و جانِ هستی در آن گام برمی‌دارد، نثار خواهم کرد.

نکته ادبی: جانِ جهان ترکیبی استعاری است که در ادبیات عرفانی غالباً به ذات اقدس الهی یا معشوقِ ازلی اشاره دارد. عبارت جان کردن پیش، کنایه از نثار کردنِ هستی و از خود گذشتن است.

آرایه‌های ادبی

استعاره جانِ جهان

استعاره از معشوق حقیقی یا حقیقتِ هستی که روح و جانِ عالم به او وابسته است.

اغراق جان کنم پیش و جهان هم اگرم دست دهد

مبالغه‌ای هنری برای نشان دادن اوجِ ارادت و بی‌ارزشیِ جان و جهان در برابر عظمتِ حضورِ معشوق.