دیوان اشعار - غزلیات (گزیدهٔ ناقص)

امیرخسرو دهلوی

گزیدهٔ غزل ۳۶۷

امیرخسرو دهلوی
ز بهر دیدن هندستان زلف تو هر شب بیا ببین که زسیلاب چشمم آب درآید

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این بیت نمایانگر اوج اشتیاق و دلتنگی عاشق است که در فراق معشوق، شب‌زنده‌داری می‌کند. شاعر با بهره‌گیری از تصویرسازی‌های اغراق‌آمیز، سیاهیِ زلف معشوق را به سرزمین هند که در ادبیات کهن نماد سیاهی و دوری است، تشبیه کرده و حجمِ اشک‌های خود را به سیلابی خروشان مانند کرده است تا شدتِ اندوهِ خود را به تصویر بکشد.

معنای روان

ز بهر دیدن هندستان زلف تو هر شب بیا ببین که زسیلاب چشمم آب درآید

برای تماشای سیاهیِ بی‌کران و پُررمزوراز زلف تو، که گویی سرزمینی همچون هند است، هر شب چنان گریه می‌کنم که سیلابی از اشک از چشمانم جاری می‌شود؛ بیا و این منظره‌ی دیدنی از رنجِ مرا بنگر.

نکته ادبی: هندستان در اینجا استعاره از سیاهی مطلق و تیرگیِ موی معشوق است. در ادبیات کلاسیک، هند با سیاهی و گاه دوردستی قرین است.

آرایه‌های ادبی

استعاره هندستان زلف

شاعر زلف معشوق را به خاطر سیاهی‌اش به سرزمین هند تشبیه کرده است.

اغراق سیلاب چشم

به کار بردن واژه سیلاب برای اشک‌های چشم، برای نشان دادنِ شدتِ گریه و بی‌قراری است.