دیوان اشعار - غزلیات (گزیدهٔ ناقص)
گزیدهٔ غزل ۳۶۵
امیرخسرو دهلوی
زمستان می رود ایام شادی پیش می آید
ز باد صبح ما را بوی آن بد کیش می آید
درک و برداشت
هوش مصنوعیدرونمایه و پیام
شعر به تقابلِ گذار از دورانِ رخوت و سرمای زمستان به روزگارِ نشاط و بهار میپردازد. این گذار نه تنها تغییر فصل، که گشایشی در احوال روحی است که نویدبخش پایان یافتن تیرگیهاست.
در عینِ وعدهی رسیدنِ شادی، ورودِ رایحهی یک حضورِ ناخوشایند (بدکیش) در هوایِ لطیفِ صبحگاهی، فضایِ شعر را از یک فضایِ کاملاً امیدبخش به فضایی با تعلیق و تضادِ روانی بدل کرده است.
معنای روان
زمستان می رود ایام شادی پیش می آید
ز باد صبح ما را بوی آن بد کیش می آید
فصلِ سردِ زمستان که نمادِ رکود و غم است رو به پایان است و روزگارِ خرمی و شادی در حالِ فرا رسیدن است.
نکته ادبی: تضادِ آشکار میانِ زمستان و ایامِ شادی، برای نشان دادنِ چرخشِ روزگار و پویایی زمان به کار رفته است.
آرایههای ادبی
تضاد
زمستان و شادی
تقابلِ میانِ فصلِ سرد و غمناک با روزگارِ نشاط برای نشان دادنِ تغییرِ وضعیت و امید به آینده.
کنایه
باد صبح
نمادِ حاملِ خبر یا پیام و رایحهی خوش که در اینجا تضادِ زیبایی با «بدکیش» ایجاد کرده است.