دیوان اشعار - غزلیات (گزیدهٔ ناقص)

امیرخسرو دهلوی

گزیدهٔ غزل ۳۶۱

امیرخسرو دهلوی
رفت و باز آمدنش تا به قیامت نبود ای قیامت تو بیا زود که تا باز آید
ای صبا از سر آن کوی غباری به من آر مگر این دل که زجا رفت بجا باز آید

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

در این ابیات، شاعر با بیانی پراحساس و آکنده از بی‌تابی، درد جانکاه دوری و انتظار طولانی برای دیدار معشوق را به تصویر می‌کشد. زمان در نگاه عاشق، به دلیل فراق، کش آمده و به ابدیت پیوسته است.

شاعر برای تسکین این پریشانی، دست به دامن عناصر طبیعت همچون باد صبا می‌شود تا با کمترین نشانی از کوی محبوب، آرامش را به دلِ ناآرام خود بازگرداند. این ابیات، تجلیِ پیوندِ میانِ بی‌قراریِ عاشقانه و امید به وصال در اوج استیصال است.

معنای روان

رفت و باز آمدنش تا به قیامت نبود ای قیامت تو بیا زود که تا باز آید

قرار بر این نبود که دوری و بازگشت او تا روز رستاخیز به طول بینجامد. ای روز قیامت! تو هرچه سریع‌تر فرا برس تا شاید با وقوع تو، آن محبوب نیز بازگردد.

نکته ادبی: قیامت در این بیت، ایهامی زیبا دارد؛ هم به معنای روز واپسین و هم به معنای لحظه رسیدنِ محبوب که برای عاشق، حکم برانگیخته شدن دوباره را دارد.

ای صبا از سر آن کوی غباری به من آر مگر این دل که زجا رفت بجا باز آید

ای باد صبا، کمی از غبار کوی او برایم سوغات بیاور؛ شاید این دلِ از دست رفته و بی‌قرارم، با بوی خوشِ آن خاک، آرام گیرد و به حالت طبیعی بازگردد.

نکته ادبی: صبا نمادِ پیام‌آورِ میان عاشق و معشوق است. غبار کوی معشوق، تبرک و شفا برای دلِ بیمارِ عاشق پنداشته شده است.

آرایه‌های ادبی

ایهام قیامت

به کارگیری واژه در دو معنای متفاوت برای تأکید بر شدت دوری و آرزوی وصال.

تشخیص ای صبا

باد صبا به عنوان موجودی آگاه و شنونده خطاب قرار گرفته است.

کنایه ز جا رفتن

استعاره از بی‌تابی، تپش شدید قلب و از دست دادن تعادل روحی.