دیوان اشعار - غزلیات (گزیدهٔ ناقص)

امیرخسرو دهلوی

گزیدهٔ غزل ۳۶۰

امیرخسرو دهلوی
دل من ز زلف و رویت شد اسیر و چون نگردد شب ماهتاب دزدی که به خانه ای در آید

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این بیت به توصیفِ کششِ ناگزیر و بی‌اختیار دلِ عاشق به سوی زیبایی‌های معشوق می‌پردازد. شاعر با بهره‌گیری از یک تمثیل ملموس، این دلباختگی را امری طبیعی و حتمی جلوه می‌دهد و تأکید می‌کند که وقتی زیباییِ خیره‌کننده و عیانِ معشوق در برابر دیده قرار می‌گیرد، اسیر شدنِ دل همان‌قدر منطقی و اجتناب‌ناپذیر است که ورودِ دزد به خانه‌ای روشن و مهتابی.

معنای روان

دل من ز زلف و رویت شد اسیر و چون نگردد شب ماهتاب دزدی که به خانه ای در آید

جان و دل من با دیدن زلف‌های سیاه و صورت زیبای تو به بند کشیده شد؛ و چگونه ممکن است چنین نشود؟ چرا که وقتی شب مهتابی باشد و خانه روشن، هر دزدی بی‌درنگ برای سرقت وارد آن خانه می‌شود و زیباییِ تو نیز همانند آن خانه در شب مهتابی، دل را ناگزیر به سوی خود می‌کشاند.

نکته ادبی: در این بیت، واژه «اسیر» استعاره از گرفتار و شیدا شدن است و مصراع دوم با ذکر یک موقعیتِ فرضی، حکمِ «تمثیل» برای مصراع اول را دارد تا بر حتمی بودنِ این گرفتاری تأکید کند.

آرایه‌های ادبی

تشبیه (تمثیل) دل من ... چون ... دزدی که به خانه ای در آید

شاعر برای تبیینِ علتِ گرفتار شدنِ دل، حالِ خود را به دزدی تشبیه کرده که در شبِ مهتابی (که خانه روشن است)، وسوسه می‌شود به آن خانه دست‌برد بزند.

تضاد و تناسب زلف و رو (ماهتاب)

تقابلِ زلفِ سیاه و رویِ روشن که به ماهتاب تشبیه شده، ترکیبی از نور و ظلمت ایجاد کرده که بر جذابیتِ کلام افزوده است.