دیوان اشعار - غزلیات (گزیدهٔ ناقص)

امیرخسرو دهلوی

گزیدهٔ غزل ۳۴۷

امیرخسرو دهلوی
گر سر زلف تو از باد پریشان نشود خلق بیچاره چنین بی دل و حیران نشود
ای مسلمانان آن موی ببینید آخر چه کند این دل مسکین که پریشان نشود ؟
مردمان در من و بیهوشی من حیرانند من در آن کس که ترا بیند وحیران نشود