دیوان اشعار - غزلیات (گزیدهٔ ناقص)

امیرخسرو دهلوی

گزیدهٔ غزل ۳۴۴

امیرخسرو دهلوی
گل و شکوفه همه هست و یار نیست چه سود بت شکر لب من در کنار نیست چه سود
بهار آمد و هر گل که باید آن همه هست گلی که می طلبم در بهار نیست چه سود