دیوان اشعار - غزلیات (گزیدهٔ ناقص)

امیرخسرو دهلوی

گزیدهٔ غزل ۳۳۶

امیرخسرو دهلوی
کجات بینم و بر بام تو چگونه برایم هزار وای که مرغان نمی دهند پر خود

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات بیانگر دردِ جانکاه هجران و تمنای وصال است. شاعر با زبانی حزین، از فاصله میان خود و معشوق سخن می‌گوید و ناتوانی خویش را برای رسیدن به حریمِ بلندِ محبوب به تصویر می‌کشد.

تمِ اصلی این قطعه، حسرتِ برخاسته از عجز و ناتوانی در پیمودنِ مسیرِ وصال است. شاعر به دنبال راهی برای دیدار است، اما هیچ ابزاری یا یاری‌گری برای پرواز به سوی این مقصود نمی‌یابد.

معنای روان

کجات بینم و بر بام تو چگونه برایم هزار وای که مرغان نمی دهند پر خود

کجا می‌توانم تو را ملاقات کنم و چگونه می‌توانم به بامِ خانه‌ات که جایگاه بلندِ توست صعود کنم؟

نکته ادبی: واژه برایم در متن (به احتمال زیاد برآیم) به معنای صعود کردن و رسیدن است. بام به عنوان استعاره‌ای برای حریمِ بلندِ معشوق به کار رفته است.

آرایه‌های ادبی

استعاره بام تو

کنایه از مقام و جایگاه رفیع معشوق که دسترسی به آن دشوار است.

نماد مرغان

نمادی از کسانی که دارای توانایی و بال پرواز برای رسیدن به حقیقت یا معشوق هستند.

حسرت هزار وای

بیانگر شدتِ غم و ناامیدی شاعر از وضعیت موجود.