دیوان اشعار - غزلیات (گزیدهٔ ناقص)

امیرخسرو دهلوی

گزیدهٔ غزل ۳۲۹

امیرخسرو دهلوی
آرام جانم میرود، جان را صبوری چون بود آنکس شنا سد حال من ، کاو همچو من در خون بود
رنجم مبادا بر تنی ، چون من مبادا دشمنی من دانم و همچون منی ، کاندوه دوری چون بود
زلفش که در جانم گزد، چون مار پنهانم گزد ماری کزینسانم گزد، کی در خور افسون بود
لیلی و موی مشک بو، آنکس که دیده مو به مو دانم که زنجیر از چه رو، در گردن مجنون بود

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این اثر، بازتابی عمیق و پرشور از رنج هجران و ناتوانی در برابر فراق است. شاعر با زبانی لبریز از احساس، حال و هوای عاشقی را تصویر می‌کند که آرامش جانش رو به زوال است و جز هم‌دردان و هم‌سفران در این وادیِ پرخطر، کسی قادر به درک این آتشِ درون نیست.

در لایه‌های بعدی، شاعر با استفاده از نمادهای کلاسیک، عشق را به بندی ناگسستنی و دردی جانکاه تشبیه می‌کند. او پیوند میان زیباییِ فریبنده (زلف) و رنجِ ناشی از آن را با بهره‌گیری از داستان‌های کهن، به گونه‌ای بیان می‌کند که گویی این سرنوشتِ محتومِ تمامِ دلدادگان است.

معنای روان

آرام جانم میرود، جان را صبوری چون بود آنکس شنا سد حال من ، کاو همچو من در خون بود

آرام‌بخش جانم در حال رفتن است، در چنین شرایطی چگونه می‌توانم شکیبایی پیشه کنم؟ تنها کسی می‌تواند درد مرا درک کند که خود همچون من، در آتشِ عشق سوخته و دردِ هجران را با تمام وجود حس کرده باشد.

نکته ادبی: «در خون بودن» کنایه از غوطه‌ور شدن در رنج، خون‌جگری و اندوهی جان‌کاه است.

رنجم مبادا بر تنی ، چون من مبادا دشمنی من دانم و همچون منی ، کاندوه دوری چون بود

آرزو می‌کنم هیچ‌کس چنین رنجی را تجربه نکند و هیچ‌کس گرفتار چنین سرنوشتِ دشمن‌خویی (که گویی با من دشمنی دارد) نشود. تنها من و کسی که دردِ مرا چشیده باشد، می‌دانیم که اندوهِ دوری و فاصله چه اندازه سنگین و طاقت‌فرساست.

نکته ادبی: «همچون منی» بر اشتراک در رنج و وجود هم‌درد تأکید دارد.

زلفش که در جانم گزد، چون مار پنهانم گزد ماری کزینسانم گزد، کی در خور افسون بود

زلفِ یار که چون ماری پنهان، جانم را نیش می‌زند و آزار می‌دهد، چنان نیشِ کاری و عمیقی دارد که هیچ طلسم و افسونی توانِ درمان و آرام کردنش را ندارد.

نکته ادبی: «افسون» در معنای کهن به معنای اوراد و طلسم برای درمان گزیدگی مار یا رفع بلاست.

لیلی و موی مشک بو، آنکس که دیده مو به مو دانم که زنجیر از چه رو، در گردن مجنون بود

کسی که زلفِ مشک‌بوی لیلی را مو به مو دیده و بررسی کرده باشد، به‌خوبی درک می‌کند که چرا مجنون، ناچار به تحملِ زنجیرِ اسارت و دیوانگی گشت.

نکته ادبی: «مجنون» و «زنجیر» تلمیحی به داستان معروف لیلی و مجنون و نمادی برای بی‌قراری عاشق است.

آرایه‌های ادبی

تشبیه زلفش که در جانم گزد، چون مار پنهانم گزد

تشبیه زلف یار به مار که هم زیباست و هم نیش زهرآگین دارد.

تلمیح لیلی و مجنون

اشاره به داستان مشهور عاشقانه برای تبیین وضعیت روحی عاشق.

کنایه در خون بودن

کنایه از شدتِ رنج و غم و خون‌جگر خوردن.