دیوان اشعار - غزلیات (گزیدهٔ ناقص)

امیرخسرو دهلوی

گزیدهٔ غزل ۳۲۵

امیرخسرو دهلوی
حسن اخلاق از خردمندان توان کردن طلب خر بود آن کوادب جستن به سوی خر بود
بی خرد را عیب نتوان کرد در ترک ادب عیب نبود مور بر تخت سلیمان گر بود
مطربی میگفت خسرو را که ای گنج سخن علم موسیقی ز فن نظم نیکوتر بود
زانکه این علمی است کز دقت نیاید در قلم وان نه دشوار است کاندر کاغذ و دفتر بود
پا سخش گفتم که من در هر دو معنی کاملم هر دو را سنجیده بر وزنی که آن بهتر بود
فرق می گویم میان هر دو معقول و درست تا دهد انصاف کز هر دو دانشور بود
نظم را علمی تصور کن به نفس خود تمام کو نه محتاج سماع و صوت خنیا گر بود
گر کسی بی زیر و بم نظمی فرو خواند رواست نی به معنی هیچ نقصان نه به لفظ اندر بود
ور کند مطرب بسی هان و هون هون درسرود چون سخن نبود همه بی معنی و ابتر بود
نای زن را بین که صوتی دارد و گفتار زنی لاجرم محتاج در قول کسی دیگر بود
پس درینصورت ضرورت صاحب صوت و سماع از برای شعر محتاج سخن پرور بود
نظم را حاصل عروسی دان و نغمه زیورش نیست عیبی گر عروسی خوب بی زیور بود
من کسی را آدمی دانم که داند این قدر ور نداند پرسد از من ور نپرسد خر بود

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این اثر مناظره‌ای شاعرانه و استدلالی است میان شاعر و یک موسیقی‌دان که برتری کلام و نظم را بر موسیقی اثبات می‌کند. در نگاه شاعر، شعر و ادبیات به مثابه حقیقتی بنیادین و خودبسنده است که حتی بدون ساز و آواز، محتوای خود را حفظ می‌کند و موسیقی تنها زیوری است که بر پیکره‌ی کلام می‌نشیند.

شاعر با استدلالی منطقی و استفاده از تمثیل، جایگاه موسیقی را به عنوان وابسته به شعر نشان می‌دهد. از نظر او، موسیقی‌دان برای ارائه‌ی هنر خود محتاج به محتوای کلامی است، در حالی که شعر، به عنوان خرد و اندیشه، نیازی به ابزارهای بیرونی ندارد و در ذات خود کمال دارد.

معنای روان

حسن اخلاق از خردمندان توان کردن طلب خر بود آن کوادب جستن به سوی خر بود

اخلاق نیکو را باید از خردمندان آموخت؛ طلب کردن ادب از کسی که نادان و احمق است، بیهوده و بی‌نتیجه است.

نکته ادبی: خر در اینجا استعاره از انسان نادان و تهی‌مغز است. واژه طلب کردن در اینجا به معنای جست‌وجو و توقع داشتن است.

بی خرد را عیب نتوان کرد در ترک ادب عیب نبود مور بر تخت سلیمان گر بود

کسی که خرد ندارد، اگر بی‌ادبی کند جای سرزنش ندارد؛ چرا که حضور مورچه بر تخت پادشاهی سلیمان نبی، تغییری در ذات مورچه ایجاد نمی‌کند و او همچنان مورچه است.

نکته ادبی: مور و سلیمان اشاره به داستان‌های قرآنی و اساطیری دارند؛ استعاره‌ای برای تضاد جایگاه و منزلت فرد.

مطربی میگفت خسرو را که ای گنج سخن علم موسیقی ز فن نظم نیکوتر بود

موسیقی‌دانی به من (خسرو) گفت: ای کسی که گنجینه‌ای از سخن داری، هنر موسیقی از فن شاعری و نظم، برتر و والاتر است.

نکته ادبی: گنج سخن استعاره‌ای است که به توانایی بالای شاعر در سرودن شعر اشاره دارد.

زانکه این علمی است کز دقت نیاید در قلم وان نه دشوار است کاندر کاغذ و دفتر بود

او استدلال می‌کرد که موسیقی علمی ظریف است که در قالب نوشته و قلم نمی‌گنجد، اما شعر علمی ساده است که به راحتی در کاغذ و دفتر ثبت می‌شود.

نکته ادبی: اشاره به ماهیت انتزاعی و سمعی موسیقی در برابر ماهیت مکتوب شعر دارد.

پا سخش گفتم که من در هر دو معنی کاملم هر دو را سنجیده بر وزنی که آن بهتر بود

به او پاسخ دادم که من بر هر دو هنر (موسیقی و شاعری) تسلط کامل دارم؛ بیا تا هر دو را در ترازوی انصاف بسنجیم و ببینیم کدام‌یک برتر است.

نکته ادبی: کامل بودن به معنای تسلط و مهارت است. واژه وزنی در اینجا به معنای سنجش منطقی و عیار هنری است.

فرق می گویم میان هر دو معقول و درست تا دهد انصاف کز هر دو دانشور بود

تفاوت میان این دو را با منطق و استدلال آشکار می‌کنم تا هر کس که انصاف دارد، قضاوت کند که کدام‌یک از ما دانشورتر و هنرمندتر است.

نکته ادبی: معقول به معنای استدلالی و منطقی است.

نظم را علمی تصور کن به نفس خود تمام کو نه محتاج سماع و صوت خنیا گر بود

شعر را هنری بدان که در ذات خود کامل است و برای اثبات کمالش، نیازی به همراهی موسیقی و صدای نوازنده ندارد.

نکته ادبی: خنیاگر به معنای نوازنده و خواننده است.

گر کسی بی زیر و بم نظمی فرو خواند رواست نی به معنی هیچ نقصان نه به لفظ اندر بود

اگر کسی شعر را بدون لحن موسیقی و وزنِ موسیقایی هم بخواند، همچنان پذیرفتنی است؛ چرا که شعر، هم در معنا و هم در واژگان، کامل و بی‌نقص است.

نکته ادبی: زیر و بم به معنای نوسانات صوتی و لحن در موسیقی است.

ور کند مطرب بسی هان و هون هون درسرود چون سخن نبود همه بی معنی و ابتر بود

اما اگر نوازنده در آواز خود، فقط صداهای نامفهوم (مانند هان و هون) تولید کند و کلامی نداشته باشد، آن سرود بی‌معنا و ناقص است.

نکته ادبی: هان و هون کنایه از اصوات بی‌محتوا و صرفاً صوتی است که فاقد معنای ادبی است.

نای زن را بین که صوتی دارد و گفتار زنی لاجرم محتاج در قول کسی دیگر بود

نوازنده را ببین که تنها صدا دارد و کلامش وابسته است؛ بنابراین ناچار است برای داشتن محتوا، به شعر دیگری متکی باشد.

نکته ادبی: قول در اینجا به معنای شعر و ترانه است که موسیقی‌دان برای اجرای خود به آن نیاز دارد.

پس درینصورت ضرورت صاحب صوت و سماع از برای شعر محتاج سخن پرور بود

بنابراین، ضرورتِ وجودِ موسیقی و صدا، این است که برای شعر، محتاجِ سخنِ شاعر باشد (تا موسیقی معنا بیابد).

نکته ادبی: سخن پرور به معنای پرورش‌دهنده سخن یعنی شاعر است.

نظم را حاصل عروسی دان و نغمه زیورش نیست عیبی گر عروسی خوب بی زیور بود

شعر را همچون عروس و نغمه و موسیقی را همچون زیور و آرایش او بدان؛ هیچ عیبی ندارد که عروسی زیبا، بدون زیورآلات باشد.

نکته ادبی: تمثیل عروس و زیور یکی از کلیدی‌ترین آرایه‌های این قطعه است که به خودکفایی شعر اشاره دارد.

من کسی را آدمی دانم که داند این قدر ور نداند پرسد از من ور نپرسد خر بود

من کسی را انسان واقعی می‌دانم که این حقیقت را درک کند؛ اگر کسی نداند، باید بپرسد و اگر پرسش نکند و در نادانی بماند، او همان نادان (خر) است.

نکته ادبی: تکرار واژه خر در پایان، تأکیدی بر نکوهش نادانی و خودبزرگ‌بینی است.

آرایه‌های ادبی

تمثیل (Allegory) عروس و زیور

شاعر شعر را به عروسی زیبا و موسیقی را به زیورآلات او تشبیه کرده تا نشان دهد شعر در ذات خود کمال دارد و موسیقی تنها برای زیبایی ظاهری است.

تلمیح (Allusion) مور و تخت سلیمان

اشاره به داستان حضرت سلیمان و مورچه برای بیان این نکته که هر کس جایگاه واقعی خود را دارد و ادعای بیهوده، تغییری در واقعیت ایجاد نمی‌کند.

تضاد (Contrast) شعر و موسیقی

تقابل میان هنرِ متکی بر محتوا (شعر) و هنرِ متکی بر صوت (موسیقی) برای اثبات برتری کلام.