دیوان اشعار - غزلیات (گزیدهٔ ناقص)

امیرخسرو دهلوی

گزیدهٔ غزل ۳۱۵

امیرخسرو دهلوی
دل بران مهرنمایند و وفا نیز کنند دل بران مهر چه بندی که جفا نیز کنند
چند گویند که گه گه به دلش میگذری این حدیثی است که بهر دل ما نیز کنند
عالمی را بکش از غمزه که ترکان به خدنگ گربکشتند بسی صید رها نیز کنند
عاشقان گرچه ترا بهرجفا بد گویند از پی چشم بد خلق دعا نیز کنند
هجر مپسند چو دانی که وکیلان سپهر دوستان را بهم آرند و جدا نیز کنند
منعمان گر چه برانند گدا را از در گه گهی حاجت درویش روا نیز کنند
سوی خسرو نگهی کن به طفیل دگران کاهل دولت نگهی سوی گدا نیز کنند

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این غزل به واکاوی ماهیت متناقض عشق، رفتارهای ناپایدار معشوق و بی‌ثباتی گردش روزگار می‌پردازد. شاعر در فضایی آمیخته با گله و امید، به تضادهای درونی انسان و همچنین جبر حاکم بر روابط بشری اشاره دارد.

تم اصلی اثر، ناپایداری عواطف و تغییر احوال است که هم در رفتار معشوق دیده می‌شود و هم در گردش فلک که همگان را میان وصل و هجران دست‌به‌دست می‌کند. در نهایت، شاعر با لحنی عاجزانه و در عین حال امیدوار، چشم‌انتظار نگاهی از سوی معشوق است.

معنای روان

دل بران مهرنمایند و وفا نیز کنند دل بران مهر چه بندی که جفا نیز کنند

چرا دل خود را به کسی می‌بندی که گاهی ابراز عشق می‌کند و گاهی با بی‌رحمی رفتار می‌کند؟ پیوند با چنین کسی که هم مهر دارد و هم جفا، عاقبت جز رنج نیست.

نکته ادبی: تضاد میان مهر و جفا، محور اصلی این بیت را تشکیل می‌دهد و ناپایداری عاطفی را نشان می‌دهد.

چند گویند که گه گه به دلش میگذری این حدیثی است که بهر دل ما نیز کنند

مردم مدام به من می‌گویند که تو گاهی به یاد من هستی؛ اما من به خوبی می‌دانم که این سخنان تنها برای تسلی دادن به دل من و آرام کردن دردم گفته می‌شود.

نکته ادبی: اشاره به اصطلاح حدیث در معنای سخن بی‌پایه یا امید واهی.

عالمی را بکش از غمزه که ترکان به خدنگ گربکشتند بسی صید رها نیز کنند

با نگاه گیرا و افسونگر خود، جهانی را از پا درآور، همچنان که جنگجویان ترک با تیراندازی دقیق، اگرچه بسیاری را از بین می‌برند، گاهی نیز به برخی از صیدها رحم کرده و آن‌ها را رها می‌کنند.

نکته ادبی: واژه ترکان در متون کلاسیک فارسی کنایه از معشوقی زیبا با چشمان بادامی و نگاهی نافذ است.

عاشقان گرچه ترا بهرجفا بد گویند از پی چشم بد خلق دعا نیز کنند

اگرچه عاشقان به دلیل بی‌مهری‌های تو، در ظاهر از تو گلایه می‌کنند و بد می‌گویند، اما در باطن برای دور ماندن تو از چشم بد و بلا، دعا می‌کنند.

نکته ادبی: اشاره به باور عامیانه چشم‌زخم که در اینجا تضاد میان ظاهر (شکایت) و باطن (دعا برای سلامتی) را نشان می‌دهد.

هجر مپسند چو دانی که وکیلان سپهر دوستان را بهم آرند و جدا نیز کنند

جدایی را مپسند و به آن راضی نباش، چرا که می‌دانی کارگزاران فلک و گردونه روزگار، همواره دوستان را به هم می‌رسانند و هم جدا می‌کنند و هیچ‌چیز پایداری ندارد.

نکته ادبی: وکیلان سپهر کنایه‌ای از ستارگان و نیروهای کیهانی حاکم بر سرنوشت انسان است.

منعمان گر چه برانند گدا را از در گه گهی حاجت درویش روا نیز کنند

هرچند ثروتمندان و صاحبان کرم، گاهی نیازمندان را از درگاه خود می‌رانند، اما همین افراد نیز گاهی از سر لطف، نیاز درویشان و فقرا را برآورده می‌کنند.

نکته ادبی: تضاد میان راندن و روا کردن حاجت که بیانگر رفتار متغیر منعمان است.

سوی خسرو نگهی کن به طفیل دگران کاهل دولت نگهی سوی گدا نیز کنند

حداقل به خاطر دیگران هم که شده، نگاهی به سوی من (خسرو) بینداز؛ چرا که رسم بزرگان و صاحب‌دولت‌ها این است که گاهی با گوشه چشمی به گدایان، آنان را مورد لطف قرار دهند.

نکته ادبی: استفاده از تخلص خسرو در بیت آخر که نشان‌دهنده هویت سراینده است.

آرایه‌های ادبی

تضاد (طباق) مهر و جفا، وصل و هجران، منعمان و گدا

شاعر با استفاده از واژگان متضاد، ماهیت دوگانه و ناپایدار رفتار معشوق و روزگار را ترسیم کرده است.

تلمیح ترکان و خدنگ

اشاره به سنت تیراندازی ترکان و توصیف چشمان معشوق که در ادبیات کلاسیک بسیار رایج است.

کنایه وکیلان سپهر

کنایه از تقدیر و نیروهای غیبی یا فلکی که بر سرنوشت انسان‌ها اثر می‌گذارند.