دیوان اشعار - غزلیات (گزیدهٔ ناقص)

امیرخسرو دهلوی

گزیدهٔ غزل ۳۱۲

امیرخسرو دهلوی
چند گویید ای مسلمانان که حال خود بگوی ؟ من همی گویم ولی از من که باور می کند ؟

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این دو بیت تصویرگر تنهایی عمیق و انزوای روحی شاعر است که در میان جمع، خود را غریبه می‌یابد. او از پرسش‌های مکرر دیگران درباره حال و روزش به ستوه آمده و از این شکوه دارد که حتی اگر حقیقت را آشکار کند، گوشی شنوا یا دلی آگاه که توان درک رنج‌های او را داشته باشد، وجود ندارد.

فضای حاکم بر این سخن، فضایی آکنده از ناامیدی و بی‌پناهی است که گویی میان گفتن و شنیدن، دیواری نامرئی از عدم تفاهم کشیده شده است. شاعر با لحنی ملایم اما پردرد، از فاصله میان تجربه شخصی‌اش و درک دیگران سخن می‌گوید.

معنای روان

چند گویید ای مسلمانان که حال خود بگوی ؟ من همی گویم ولی از من که باور می کند ؟

ای مردم، تا کی به من می‌گویید که از وضعیت و احوالات خود سخن بگویم؟

نکته ادبی: واژه 'گوی' به صورت امری به کار رفته است و خطاب قرار دادن 'مسلمانان' در اینجا به معنای عموم مردم و مخاطبانِ حاضر در مجلس است.

آرایه‌های ادبی

استفهام انکاری از من که باور می‌کند؟

پرسشی که پاسخ آن نزد مخاطب مشخص است و هدفش تأکید بر عدم امکان باور و فهمِ دردِ شاعر از سوی دیگران است.

خطاب ای مسلمانان

مخاطب قرار دادن جمع برای بیان یک دغدغه درونی که نشان‌دهنده نوعی صمیمیت و در عین حال گلایه از بی‌تفاوتی آنان است.