دیوان اشعار - غزلیات (گزیدهٔ ناقص)
گزیدهٔ غزل ۲۹۲
امیرخسرو دهلویدرک و برداشت
هوش مصنوعیدرونمایه و پیام
در این کلام، شاعر با نگاهی سوگوارانه به گذر شتابان زمان و فرسایشِ هستی مینگرد. او بر این باور است که دنیای مادی، گذراست و در نهایتِ کار، هیچ نشانی از انسانها بر جای نمیماند.
در کنار این زوالِ فیزیکی، شاعر از افولِ اخلاقی و انسانیت در جامعه سخن میگوید و با دریغ، فقدانِ مردانگی و جوانمردی را فریاد میزند که گویی همراه با گذرِ عمر، از میانِ آدمیان رخت بربسته است.
معنای روان
بیت اول: سرانجامِ کارِ جهان چنین است که دیگر هیچ نشانی از آدمیان بر روی خاک باقی نمیماند. بیت دوم: در این دنیای بیوفا، دیگر از صفتِ انسانیت و جوانمردی در میان مردم خبری نیست.
نکته ادبی: واژه «گرد» در اینجا استعارهای از غبارِ هستی یا کمترین نشانِ پایندگی است. تقابلِ واژگانیِ «مردمی» (انسانیت) و «مردی» (جوانمردی) به عمقِ معناییِ کلام افزوده است.
آرایههای ادبی
اشاره به غبارِ حاصل از گذرِ زمان و کنایه از پاک شدنِ کاملِ اثرِ وجودیِ انسان.
استفاده از دو کلمه همریشه برای تأکید بر زوالِ فضایلِ اخلاقی و انسانی در جامعه.