دیوان اشعار - غزلیات (گزیدهٔ ناقص)

امیرخسرو دهلوی

گزیدهٔ غزل ۲۸۹

امیرخسرو دهلوی
ناز کم کن که نکویی به کسی دیر نماند زشت باشد که نکویی برود ناز بماند

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات با بیانی اندرزگونه، مخاطب را از غرور و تکیه بر زیبایی و نعمات زودگذر برحذر می‌دارد. شاعر با نگاهی واقع‌بینانه به گذر زمان، یادآور می‌شود که دوران اوج و شکوفایی آدمی، جاودان نیست و نباید سرمایه وجودی خود را صرف تکبر کرد.

نکته مرکزی این است که آنچه از انسان در حافظه زمان باقی می‌ماند، اخلاق و منش نیکوست، نه کبر و غرور. تداوم ناز و تکبر پس از زوال زیبایی، رفتاری ناپسند و نکوهیده است که وجهه فرد را نزد دیگران مخدوش می‌کند.

معنای روان

ناز کم کن که نکویی به کسی دیر نماند زشت باشد که نکویی برود ناز بماند

از غرور و تکبر دست بردار، زیرا زیبایی، جوانی و اقبال نیک، هیچ‌گاه برای همیشه در اختیار کسی باقی نمی‌ماند. بسیار ناپسند است که دوران شکوفایی و زیبایی به پایان برسد، اما رفتارِ متکبرانه و خودپسندی همچنان در وجود آدمی باقی بماند.

نکته ادبی: واژه «ناز» در اینجا استعاره از غرور و خودپسندی است. «نکویی» به معنای زیبایی، خوبی و اقبال است که در گذر زمان دستخوش تغییر می‌شود. کاربرد فعل «نماند» در انتهای هر دو مصرع، بر ناپایداری امور تأکید دارد.

آرایه‌های ادبی

تضاد نکویی و ناز

تقابل میان زیبایی زودگذر و تکبرِ پایدار در این بیت، تضادی معنایی ایجاد کرده است تا زشتیِ ماندگاریِ غرور را برجسته کند.

موازنه ناز کم کن که نکویی به کسی دیر نماند / زشت باشد که نکویی برود ناز بماند

ساختار موازی دو مصرع که با جابجایی واژگان «نکویی» و «ناز» و تکرار واژه «نماند»، بر غنای موسیقیایی کلام و تعادل معنایی بیت افزوده است.