دیوان اشعار - غزلیات (گزیدهٔ ناقص)

امیرخسرو دهلوی

گزیدهٔ غزل ۲۸۵

امیرخسرو دهلوی
آنانکه عاشقان ترا طعنه می زنند معذور دارشان که رخت را ندیده اند
دست ازتو می نشویم و از غم تمام خلق دست از من شکستهٔ بی تاب شسته اند

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات بیانگر شدت عشق و دلبستگی بی‌قید و شرط عاشق به معشوق است. شاعر معتقد است که ملامت‌گران به دلیل بی‌بصیرتی و ندیدن جمال یار، دست به طعنه می‌زنند و اگر چشم حقیقت‌بین داشتند، هرگز چنین نمی‌کردند.

در بخش دوم، شاعر بر وفاداری خود تأکید می‌ورزد. در حالی که دیگران، عاشقِ رنج‌دیده و درمانده را به حال خود رها کرده‌اند، او همچنان بر سرِ عهد و مهر خویش ایستاده و به هیچ‌روی، حتی از غم مردم نیز دست نمی‌شوید و به آنان پشت نمی‌کند.

معنای روان

آنانکه عاشقان ترا طعنه می زنند معذور دارشان که رخت را ندیده اند

کسانی که به خاطر عشق ورزیدن به تو، عاشقان را سرزنش می‌کنند، باید آن‌ها را بخشید و به حال خود واگذاشت؛ چرا که آن‌ها هنوز جمال و زیبایی تو را ندیده‌اند و از این رو، حقیقت حال عاشقان را درک نمی‌کنند.

نکته ادبی: واژه «معذور» به معنای کسی است که برایش عذری پذیرفته شده و مورد بخشایش است. ترکیب «رخت» شامل ضمیر متصل «ت» به معنای «روی تو» است که از ویژگی‌های زبانی متون کلاسیک است.

دست ازتو می نشویم و از غم تمام خلق دست از من شکستهٔ بی تاب شسته اند

من هرگز از عشق تو و همچنین از غم و رنج مردم دست برنمی‌دارم و از آن‌ها دلسرد نمی‌شوم، هرچند که همه مردم، مرا که شکسته‌دل و بی‌قرار هستم، رها کرده و از من دوری جسته‌اند.

نکته ادبی: «دست از کسی شستن» کنایه از رها کردن، ناامید شدن و دوری جستن است. «شکسته» در اینجا استعاره از دلی رنجور و روحی آزرده است.

آرایه‌های ادبی

کنایه دست از کسی شستن

به معنای رها کردن، قطع امید کردن و بی‌تفاوت شدن نسبت به کسی یا چیزی.

تضاد دست از تو می‌شویم / دست از من ... شسته‌اند

تقابل میان وفاداری و پایداری عاشق با بی‌وفایی و پشت‌کردن مردم به او برای برجسته‌سازی استقامت در عشق.

مجاز رخ

اشاره به کل وجود و جمال معشوق که عامل اصلی کشش و عشق است.