دیوان اشعار - غزلیات (گزیدهٔ ناقص)

امیرخسرو دهلوی

گزیدهٔ غزل ۲۸۲

امیرخسرو دهلوی
ای زلف تو دام دل دانا و خردمند دشوار جهد دل که در افتاد درین بند
بودیم خردمند که زد عشق تو برما دیوانگی آورد و نماندیم خردمند
ای باد بجنبان سر آن زلف و ببخشای برحال پریشان پریشان شده ای چند
اصحاب هوس چاشنی عشق چه دانند؟ لذت ندهد تشنهٔ می را شکر و قند
عیبم مکن ای خواجه که در عالم معنی جهل است خردمندی و دیوانه خردمند
تا جان بود از مهر رخش بر نکنم دل گر میر نهد بندم و گر پیر دهد پند