دیوان اشعار - غزلیات (گزیدهٔ ناقص)

امیرخسرو دهلوی

گزیدهٔ غزل ۲۸۰

امیرخسرو دهلوی
صبا آمد ولی دل باز نامد غریب ما به منزل باز نامد
دل مارفت با محمل نشینی رود جان هم که محمل باز نامد
به عشقم مست بگذارید زیراک کس از میخانه عاقل باز نامد
نصیحت زندگان را کرد باید کز افسون مرغ بسمل باز نامد

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این اثر، سوگنامه‌ای است آمیخته با حکمت که از حسرتِ دوری و بی‌بازگشت بودنِ مسیرِ عشق سخن می‌گوید. شاعر بر این باور است که وقتی جان و دلِ آدمی در گروِ معشوق یا فضایِ شوریدگی قرار گیرد، دیگر به حالتِ عادی و هوشیاریِ پیشین بازنمی‌گردد.

فضای حاکم بر شعر، فضایی حزن‌آلود و پذیرشِ مقدرات است. شاعر با بهره‌گیری از نمادهایی چون پیک، کاروان و قربانی، به این حقیقت اشاره دارد که نصیحت‌گری در برابرِ کسی که در دریای عشق غرق شده، بیهوده است و این راه، راهی است که رهروِ آن، دیگر به خویشتن باز نمی‌گردد.

معنای روان

صبا آمد ولی دل باز نامد غریب ما به منزل باز نامد

باد صبا به عنوان پیام‌رسانِ عاشقان آمد، اما آن دلی که انتظارش را می‌کشیدیم بازنگشت. آن یارِ غریب و دورافتاده‌ی ما نیز به وطن و سرای خود بازنگشت.

نکته ادبی: صبا در ادبیات کلاسیک نمادِ پیکِ میان عاشق و معشوق است که خبر می‌آورد.

دل مارفت با محمل نشینی رود جان هم که محمل باز نامد

دلِ من همراه با کسی که در کجاوه (محمل) نشسته بود، رفت. جانِ انسان نیز وقتی پیوندِ عمیق با چیزی یابد، همراه آن می‌رود و آن کاروانِ عشق دیگر هرگز بازنمی‌گردد.

نکته ادبی: محمل‌نشین استعاره‌ای از معشوقی است که در حالِ سفر و کوچ است.

به عشقم مست بگذارید زیراک کس از میخانه عاقل باز نامد

مرا در حالی که در عشق مست و از خود بی‌خود شده‌ام، به حال خود رها کنید؛ چرا که هیچ‌کس از مِی‌خانه (عالمِ عرفان و عشق) با عقل و هوشیاریِ پیشین بازنگشته است.

نکته ادبی: مست در اینجا استعاره از شوریدگی و دوری از عقلِ مصلحت‌اندیش است.

نصیحت زندگان را کرد باید کز افسون مرغ بسمل باز نامد

نصیحت و پند و اندرز تنها برای کسانی سودمند است که هنوز در قیدِ حیاتِ عادی هستند؛ چرا که آن مرغی که با افسونِ عشق قربانی شده (بسمل) و سرش بریده شده است، دیگر به زندگی بازنمی‌گردد.

نکته ادبی: بسمل در اصل به معنای حیوانی است که هنگامِ ذبح بر آن بسم‌الله گفته‌اند و اینجا کنایه از عاشقِ تسلیم‌گشته است.

آرایه‌های ادبی

استعاره می‌خانه

نمادِ عالمِ عشق و شوریدگی که انسان را از قیدِ عقلِ مصلحت‌اندیش رها می‌کند.

کنایه مرغِ بسمل

کنایه از عاشقِ فدایی و از جان گذشته که به دلیلِ غرق شدن در عشق، دیگر به خویشتن باز نمی‌گردد.

تضاد مست و عاقل

تقابلِ میانِ شوریدگیِ عاشقانه و عقلِ عادی که بر بی‌بازگشت بودنِ حالتِ عاشقی تأکید دارد.

نماد صبا

نمادِ پیک و پیام‌رسان که در این بیت ناکامیِ عاشق را به تصویر می‌کشد.