دیوان اشعار - غزلیات (گزیدهٔ ناقص)

امیرخسرو دهلوی

گزیدهٔ غزل ۲۷۸

امیرخسرو دهلوی
که می آید چنین یارب مگر مه بر زمین آمد چه گرد است اینکه می خیزد که جانان هم نشین آمد
که میراند جنیبت را که میدان عنبر آگین شد کدامین باد می جنبد که بوی یا سیمین آمد
صبوری را دلم در خاک من جوید نمی یاید غبار کیست این یارب که در جان حزین آمد
بتی و آفت تقوی و دین آخر نمی دانی که در شهر مسلمانان نباید این چنین آمد

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات تصویرگر لحظه‌ای شگرف و طوفانی است که با رسیدن ناگهانی و پرشکوه معشوق، آرامش خاطر عاشق را برهم می‌زند. شاعر در فضایی آکنده از حیرت و ستایش، آمدن محبوب را به طلوع ماه بر زمین تشبیه کرده و آن را عاملی برای دگرگونی در محیط و در درون خویش می‌داند.

در پس این توصیفات پرشور، کشمکشی درونی میان ایمان و تقوای پیشین و شیفتگی جدید عاشق به چشم می‌خورد. شاعر از سویی زیبایی خیره‌کننده یار را می‌ستاید و از سویی دیگر، از پریشانی احوال خود در برابر این حضور مقتدر و ویرانگر تقوا، لب به گلایه و پرسش می‌گشاید.

معنای روان

که می آید چنین یارب مگر مه بر زمین آمد چه گرد است اینکه می خیزد که جانان هم نشین آمد

پروردگارا، چه کسی در حال آمدن است که گویی ماه به زمین هبوط کرده است؟ این غبار برخاسته در هوا نشانی از چیست که خبر از همراهی معشوق با خود دارد؟

نکته ادبی: مه به معنای ماه، نماد زیبایی درخشان است. پرسش در اینجا برای نشان دادن شدت حیرت و تعجب عاشق به کار رفته است.

که میراند جنیبت را که میدان عنبر آگین شد کدامین باد می جنبد که بوی یا سیمین آمد

چه کسی اسب خویش را می‌تازد که میدان از بوی خوش عنبر پر شده است؟ این چه نسیمی است که می‌وزد و رایحه خوش یاسمن درخشان را با خود می‌آورد؟

نکته ادبی: جنبت به معنای اسب یا مرکب سواری است و میدان عنبرآگین کنایه از معطر شدن فضا به خاطر حضور محبوب است. یا سیمین ترکیبی زیبا برای توصیف رنگ و رایحه گل یاس است.

صبوری را دلم در خاک من جوید نمی یاید غبار کیست این یارب که در جان حزین آمد

دلم در میان خاک وجود من به دنبال صبر و شکیبایی می‌گردد اما آن را نمی‌یابد. خدایا، این غبار اندوه چیست که این‌چنین به جان غمگین من هجوم آورده است؟

نکته ادبی: خاک کنایه از پیکر یا هستی دنیوی شاعر است و حزین به معنای اندوهناک به کار رفته است.

بتی و آفت تقوی و دین آخر نمی دانی که در شهر مسلمانان نباید این چنین آمد

ای که معشوقی زیبا و ویرانگر تقوا و دین هستی، آیا نمی‌دانی که در میان شهر مسلمانان نباید با چنین هیبت فتنه‌انگیزی وارد شد؟

نکته ادبی: بت استعاره از محبوب است که زیبایی‌اش باعث می‌شود عقل و دین عاشق از کف برود. آفت در اینجا به معنای عامل خرابی تقوا است.

آرایه‌های ادبی

تشبیه مه بر زمین آمد

تشبیه معشوق به ماه که نشان‌دهنده زیبایی درخشان و خیره‌کننده اوست.

ایهام غبار

غبار هم به گرد و خاک ناشی از حرکت اسب اشاره دارد و هم به غبارِ اندوه و پریشانی که بر جان عاشق نشسته است.

تضاد بت و تقوی و دین

تقابل میان بت (نماد فتنه‌انگیزی و عشق زمینی) با تقوا و دین (نماد پارسایی) که نشان‌دهنده کشمکش درونی عاشق است.

استعاره جان حزین

به کارگیری صفتی انسانی برای جان که بیانگر عمق اندوه و آسیب‌پذیری عاشق درونی شاعر است.