دیوان اشعار - غزلیات (گزیدهٔ ناقص)

امیرخسرو دهلوی

گزیدهٔ غزل ۲۷۷

امیرخسرو دهلوی
خرد و صبر سر خویش گرفتند و شدند هر چه آمد ز برای دل درویش آمد

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این بیت بازتاب‌دهنده‌ی حالتی از تسلیمِ محض در برابر طوفانِ عشق یا تقدیر است که در آن، ابزارهایِ معمولِ انسانی یعنی عقل و شکیبایی، از یاری‌رسانی به انسان باز می‌مانند و او را در میدانِ حادثه تنها می‌گذارند.

شاعر بیان می‌کند که قلبی که از تعلقات دنیوی پاک و تهی (درویش) شده است، مقصد و مقصود تمامی بلاها و حوادث روزگار می‌شود و این رنج‌ها نه از سرِ اتفاق، بلکه گویی به اقتضایِ همین جایگاهِ معنوی، نصیبِ او می‌گردد.

معنای روان

خرد و صبر سر خویش گرفتند و شدند هر چه آمد ز برای دل درویش آمد

عقل و آرامش از نزد من رفتند و مرا تنها رها کردند؛ هر رنج و واقعه‌ای که در مسیر زندگی رخ داد، گویی درست برای این قلبِ بی‌تکلف و درویش‌منش من فرستاده شده بود.

نکته ادبی: عبارت «سر خویش گرفتن» کنایه‌ای است به معنای رفتن و ترک کردن؛ همچنین «دل درویش» استعاره از قلبی است که از علایق دنیوی رسته است.

آرایه‌های ادبی

کنایه سر خویش گرفتن

این ترکیب کنایه از ترک کردن، رها کردن و رفتن است که نشان‌دهنده از دست رفتنِ تسلط عقل و صبر بر انسان است.

تشخیص خرد و صبر سر خویش گرفتند

شاعر به عقل و صبر، ویژگیِ انسانی (رفتن و ترک کردن) نسبت داده است که باعث پویایی و تصویرسازیِ بهترِ تنهاییِ عاشق شده است.

نماد دل درویش

نمادی از قلبِ وارسته و تهی‌دست که به دلیلِ نداشتنِ دلبستگی‌های مادی، پذیرای تمام بارِ غم‌ها و تجربه‌های هستی است.