دیوان اشعار - غزلیات (گزیدهٔ ناقص)

امیرخسرو دهلوی

گزیدهٔ غزل ۲۷۴

امیرخسرو دهلوی
ای آنکه ز دردت خبری نیست مکن عیب گر سوخته ای از دل افگار بنالد
خسرو اگر از درد بنالد چه توان گفت عیبی نتوان کرد که بیمار بنالد

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این دو بیت، دفاعیه‌ای لطیف و در عین حال قاطع از سوی شاعر در برابر منتقدان و ملامت‌گرانِ احوالِ درونی اوست. شاعر تأکید می‌کند که درد و رنجِ عاشقانه، امری است که تنها دردمندان آن را درک می‌کنند و کسانی که از این حال بی‌خبرند، شایستگی قضاوت و سرزنشِ آنان را ندارند.

درونمایه‌ی اصلی، پیوندِ ناگسستنیِ میانِ تجربه‌ی درونی و بیانِ بیرونی است؛ به این معنا که فریاد و ناله‌ی عاشق، نه ناشی از سستی و بی‌صبری، بلکه واکنشی طبیعی به شدتِ درد و بیماریِ عشق است که بر جانِ او چیره شده است.

معنای روان

ای آنکه ز دردت خبری نیست مکن عیب گر سوخته ای از دل افگار بنالد

ای کسی که از درد عشق و رنج درونی بی‌خبری، اگر دیدی کسی که از عشق سوخته است با دلی زخمی و مجروح ناله می‌کند، او را سرزنش نکن.

نکته ادبی: افگار در لغت به معنای زخمی و مجروح است و در اینجا صفتِ دل آمده که کنایه از اندوه عمیق است.

خسرو اگر از درد بنالد چه توان گفت عیبی نتوان کرد که بیمار بنالد

اگر من (خسرو) به خاطر دردهای درونی‌ام ناله می‌کنم، چه جای گله و شکایت است؟ چرا که وقتی کسی بیمار است، نمی‌توان او را به خاطر ناله‌کردن ملامت کرد.

نکته ادبی: خسرو تخلص شاعر است و بیمار در اینجا استعاره از عاشق است که به بیماریِ عشق مبتلا شده و ناله کردنش امری طبیعی است.

آرایه‌های ادبی

کنایه سوخته ای از دل افگار بنالد

اشاره به کسی که در آتشِ عشق سوخته و از عمق وجودش رنج می‌برد.

تمثیل عیبی نتوان کرد که بیمار بنالد

شاعر حالِ عاشق را به بیمار تشبیه کرده که ناله‌کردنش برای تخفیف درد، امری غیرارادی و طبیعی است.

تخلص خسرو

نام هنری شاعر که در بیت دوم برای معرفی خود به کار رفته است.