دیوان اشعار - غزلیات (گزیدهٔ ناقص)

امیرخسرو دهلوی

گزیدهٔ غزل ۲۷۱

امیرخسرو دهلوی
دلم برون شد از غمت غمت زدل برون نشد زبون شدم که بود کو زدست غم زبون نشد؟
به جلوه گاه نیکوان که هست جلوهٔ بلا کسی درون پرده شد که از بلا برون نشد

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات با زبانی سوزناک و عاشقانه، به جدایی‌ناپذیری درد عشق از وجود عاشق می‌پردازند. شاعر بر این باور است که هرچند جان از کالبد به در رود، اما غم یار همچنان در قلب باقی می‌ماند و این تقدیر محتوم هر عاشق دل‌داده‌ای است که در بند غم گرفتار شده است.

در بخش دوم، نگاهی عرفانی به رنج و بلا در مسیر عشق دیده می‌شود. شاعر معتقد است که حضور در ساحت قدسی محبوب و راه یافتن به خلوت‌سرای او، تنها برای کسانی میسر است که از آتش امتحان و بلایای عاشقی گذر کرده و در این مسیر آبدیده شده باشند.

معنای روان

دلم برون شد از غمت غمت زدل برون نشد زبون شدم که بود کو زدست غم زبون نشد؟

به سبب غم و اندوه تو، جان از بدنم خارج شد و مرا ترک کرد، اما آن غم از قلب من بیرون نرفت و همچنان باقی است. من در این راه به ضعف و ناتوانی افتادم؛ راستی چه کسی است که از چنگال غمِ عشق گرفتار و زبون نشده باشد؟

نکته ادبی: تضاد میان خروج دل و عدم خروج غم، بر استواری درد در کانون وجود عاشق تأکید دارد. «زبون» به معنای ضعیف و شکست‌خورده است و استفهام مطرح شده در مصراع دوم، پاسخی منفی دارد که بر عمومی بودن رنج عشق دلالت می‌کند.

به جلوه گاه نیکوان که هست جلوهٔ بلا کسی درون پرده شد که از بلا برون نشد

در جایگاهی که خوب‌رویان و معشوقان جلوه‌گری می‌کنند، این جلوه و زیبایی خود عاملِ آشوب و بلا است. تنها کسی می‌تواند به خلوتِ درونِ پرده (مقامِ قرب و وصال) راه یابد که پیش از آن از آزمون سخت بلا و رنجِ عشق سرافراز بیرون آمده باشد.

نکته ادبی: «جلوه‌گاه» محل ظهور زیبایی است. «درون پرده شدن» کنایه از رسیدن به مقام محرمیت و وصال محبوب است؛ شاعر معتقد است وصال، پاداشِ رنج‌دیدگی در بلا است.

آرایه‌های ادبی

تضاد (طباق) برون شد / برون نشد

تقابل میان رفتنِ دل و باقی ماندنِ غم که نشان‌دهنده ریشه‌دار بودن درد در جان عاشق است.

استفهام انکاری که بود کو زدست غم زبون نشد؟

پرسشی که پاسخ آن «هیچ‌کس» است و بر این اصل تأکید دارد که همه عاشقان، در برابر غم زبون و ناتوان هستند.

کنایه درون پرده شدن

کنایه از رسیدن به مقام قرب، محرم اسرار شدن و وصال با محبوبِ حقیقی.