دیوان اشعار - غزلیات (گزیدهٔ ناقص)

امیرخسرو دهلوی

گزیدهٔ غزل ۲۶۷

امیرخسرو دهلوی
چو سنگ نازنینان گل بود برروی مشتاقان من ازدیده پذیرم هر گلی کان نازنین بخشد

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این بیت بازتابی از مرتبه‌ی بالای عشق و تسلیمِ محض عاشق در برابر معشوق است؛ مرتبه‌ای که در آن، حتی جفا و بی‌مهریِ معشوق (که در استعاره به سنگ تشبیه شده) در نظر عاشقِ دل‌سوخته، به مثابه‌ی عطیه و گلی خوش‌بو جلوه‌گر می‌شود.

در واقع شاعر با نگاهی سراسر اشتیاق و پذیرش، هر آنچه را از جانب محبوب به سویش روانه شود، با جان و دل پذیراست. این بیت ترسیم‌گرِ آن نگاهِ عاشقانه‌ای است که به واسطه‌ی شدتِ دلبستگی، تلخیِ رنج و تندیِ جفا را به شیرینیِ وصل و حلاوتِ لطف بدل می‌کند.

معنای روان

چو سنگ نازنینان گل بود برروی مشتاقان من ازدیده پذیرم هر گلی کان نازنین بخشد

اگر معشوق سنگی به سوی عاشقان پرتاب کند، آن سنگ در نظر مشتاقان همچون گلی خوش‌بو و زیباست؛ من با دیده منت و کمال میل، هر گلی که آن محبوب به من هدیه دهد، می‌پذیرم.

نکته ادبی: نازنینان به معنای معشوقانِ زیباست و از دیده پذیرفتن کنایه‌ای است از استقبال با جان و دل. تقابلِ سنگ (نماد جفا) و گل (نماد لطف) محور اصلیِ این کلام است.

آرایه‌های ادبی

استعاره سنگ / گل

سنگ استعاره از جفا و بی‌مهری و گل استعاره از نوازش و لطفِ معشوق است.

تضاد و پارادوکس سنگ ... گل

تبدیل شدنِ سنگ به گل در نگاهِ عاشق، پارادوکسی برآمده از شدتِ عشق است که تندیِ جفا را به شیرینیِ هدیه بدل می‌کند.

کنایه از دیده پذیرفتن

کنایه از پذیرشِ با کمال میل و استقبالِ مشتاقانه است.