دیوان اشعار - غزلیات (گزیدهٔ ناقص)

امیرخسرو دهلوی

گزیدهٔ غزل ۲۶۶

امیرخسرو دهلوی
در مجلس وصالت دریا کشند مستان چون وقت خسرو آید می در سبو نباشد

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این شعر تصویری درخشان از مقام فنا و استغراق عارفانه در پیشگاه معشوق ازلی است؛ جایی که عاشق شوریده پیش از دیدار نهایی چنان از شراب معرفت و عشق می نوشد که تمام هستی خویش را در راه معشوق می بازد.

مفهوم کلیدی خالی بودن سبوی وجود از خودی در لحظه حضور حقیقت است؛ به این معنا که وقتی حقیقت مطلق (خسرو) جلوه می کند دیگر اثری از تمناهای انسانی و وابستگی های دنیوی در عاشق باقی نمانده است.

معنای روان

در مجلس وصالت دریا کشند مستان چون وقت خسرو آید می در سبو نباشد

در محفل دیدار با تو عاشقان شیفته چنان دریایی از شراب معرفت را سر می کشند که وقتی هنگام ظهور پادشاه حقیقی (معشوق) فرا می رسد دیگر هیچ شرابی در کوزه وجودشان باقی نمانده و کاملاً تهی از خودی شده اند.

نکته ادبی: دریا کشیدن کنایه از غرق شدن در دریای عشق است. سبو نماد محدودیت وجودی انسان است که با تجلی معشوق ظرفیت پذیرش او به کمال می رسد و دیگر چیزی جز او در آن نمی گنجد.

آرایه‌های ادبی

استعاره و کنایه دریا کشیدن

کنایه از افراط در نوشیدن شراب عشق و غرق شدن در عالم معنا.

نمادگرایی می و سبو

می نماد فیض و عشق الهی و سبو استعاره از ظرف وجود سالک است.

تلمیح و تشبیه خسرو

اشاره به جایگاه متعالی معشوق که همچون پادشاهی مقتدر بر دل عاشق حکم می راند.