دیوان اشعار - غزلیات (گزیدهٔ ناقص)

امیرخسرو دهلوی

گزیدهٔ غزل ۲۶۲

امیرخسرو دهلوی
گفتی که سرت خاک کنم بر سر این کو ای خاک بر ان سر که بدین شاد نباشد

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این دو بیت بیانگر اوج تسلیم و رضایت عاشق نسبت به خواست محبوب است. شاعر در اینجا تهدید یا وعده‌ی محبوب مبنی بر خاک‌ساری و خوار شدن در آستانِ او را نه به عنوان یک بلا، بلکه به عنوان والاترین افتخار می‌پذیرد و معتقد است شادمانیِ حقیقی در همین فدایی شدن نهفته است.

فضای حاکم بر این ابیات، فضایی عاشقانه و عارفانه است که در آن رنج کشیدن و تحقیر شدن در راه معشوق، به مثابه پیمودن مسیر کمال و رسیدن به قرب است.

معنای روان

گفتی که سرت خاک کنم بر سر این کو ای خاک بر ان سر که بدین شاد نباشد

تو گفتی که مرا در پیشگاه خود (در این کوی و برزن) به خاکِ مذلّت می‌نشانی و نابود می‌کنی.

نکته ادبی: سرِ کو کنایه از آستانه‌ی کویِ معشوق است. خاک کردن سر، کنایه از کشتن، تحقیر کردن یا فدا کردن جان در راه معشوق است.

آرایه‌های ادبی

ایهام خاک بر سر

ترکیبی که هم به معنای طعنه و نفرین است و هم به معنای خاک‌ساری و کرنش در درگاه معشوق.

تکرار سر / خاک

تکرار کلمات در پایان مصراع اول و آغاز مصراع دوم برای تأکید بر محوریتِ مفاهیمِ قربانی شدن و ذلتِ عاشقانه.

تضاد مفهومی خاک شدن و شاد بودن

پیوند میان تحقیر (خاک شدن) و کمال (شاد بودن) که نشان‌دهنده پارادوکسِ عشق است.