دیوان اشعار - غزلیات (گزیدهٔ ناقص)

امیرخسرو دهلوی

گزیدهٔ غزل ۲۵۵

امیرخسرو دهلوی
دلی کز نیکوان دردی ندارد چو سنگی دان که در دیوار باشد

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

شاعر در این بیت، قلبِ آدمی را کانونِ احساسات و تجربه‌های معنوی می‌داند. او معتقد است که جوهره‌ی انسانیت در گروِ تواناییِ فرد برای درکِ زیبایی و رنجِ ناشی از آن است؛ بنابراین، قلبی که از تأثیرپذیری در برابر نیکی و زیبایی بازمانده باشد، در واقع از مرتبه‌ی حیات و شعور ساقط شده است.

این کلامِ نغز، انسان را به هوشیاری و دوری از قساوتِ قلب دعوت می‌کند و تأکید دارد که بی‌تفاوتی و سنگ‌دلی، آدمی را از جوهرِ زیستن تهی می‌کند و او را به موجودی بی‌جان و بی‌فایده، همچون سنگی سرد در بدنه یک دیوار بدل می‌سازد.

معنای روان

دلی کز نیکوان دردی ندارد چو سنگی دان که در دیوار باشد

قلبی که از دوری یا فراقِ زیبارویان و صاحبانِ صفاتِ نیک، دچار اندوه و تپشِ عشق نمی‌شود، آن را همچون سنگی بدان که در میانِ دیوار جای گرفته و فاقد هرگونه روح و احساس است.

نکته ادبی: واژه «نیکوان» در این بیت به معنای زیبارویان و نیک‌سیرتان است و «درد» استعاره از رنجِ شیرینِ عشق و هم‌دلی است که نشان‌دهنده‌ی زنده‌دلی آدمی است.

آرایه‌های ادبی

تشبیه چو سنگی دان که در دیوار باشد

شاعر قلبِ بی‌احساس را به سنگی در دیوار تشبیه کرده است تا نشان دهد چنین قلبی از حیات و پویایی تهی است.

کنایه دردی ندارد

کنایه از بی‌ذوقی، سنگ‌دلی و ناتوانی در عشق‌ورزی و درکِ عواطفِ انسانی است.