دیوان اشعار - غزلیات (گزیدهٔ ناقص)

امیرخسرو دهلوی

گزیدهٔ غزل ۲۵۲

امیرخسرو دهلوی
ز هجرش بس که در خود گم شدم آگاهیم نبود که هر شب من کجا و او کجا و دل کجا باشد؟
لبانت آن چنان بوسم که جایم بر لبان آید کنارت آن زمان گیرم که عمرم در میان باشد