دیوان اشعار - غزلیات (گزیدهٔ ناقص)

امیرخسرو دهلوی

گزیدهٔ غزل ۲۴۹

امیرخسرو دهلوی
الا ای باد شبگیری به گلبرگ بنا گوشش مجنبان زلف زنجیرش که من دیوانه خواهم شد
چو دیدم خال و خط آن پری رو را بدل گفتم گرفتار او شوم در دام او زین دانه خواهم شد

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات بیانگر شوریدگی و شیفتگی عاشق در برابر جلوه‌های دلفریب یار است. شاعر با تصویرسازی از عناصر طبیعت و اجزای چهره‌ی معشوق، وضعیتِ بی‌پناهیِ قلبِ عاشق را در برابرِ زیباییِ افسونگر به تصویر می‌کشد.

فضای حاکم بر این ابیات، فضایی عاشقانه و سرشار از تمنای وصال است که در آن کوچک‌ترین حرکتِ معشوق، طوفانی در جانِ عاشق برپا می‌کند.

معنای روان

الا ای باد شبگیری به گلبرگ بنا گوشش مجنبان زلف زنجیرش که من دیوانه خواهم شد

ای نسیم سحری، آن‌گاه که به نرمیِ گلبرگِ گوش‌های یارم می‌وزی، گیسوانِ پرتاب و پیچ‌درپیچِ او را به بازی مگیر و تکان مده؛ چرا که با دیدنِ پریشانیِ آن‌ها، من تاب و توانم را از دست می‌دهم و دیوانه خواهم شد.

نکته ادبی: باد شبگیری به معنای نسیم سحرگاه است. واژه‌ی بناگوش به لطافت و زیبایی چهره اشاره دارد و زلف زنجیر تشبیهی است برای نمایشِ پیچیدگیِ گیسوان و اسارتِ قلب عاشق.

چو دیدم خال و خط آن پری رو را بدل گفتم گرفتار او شوم در دام او زین دانه خواهم شد

هنگامی که خال و چهره‌ی آن زیبارویِ پری‌منش را دیدم، در دلم با خود گفتم که سرانجام اسیرِ او خواهم شد؛ چرا که این خالِ سیاه در حکمِ دانه‌ای است که مرا به دامِ عشقش می‌کشاند.

نکته ادبی: خال و خط اشاره به زیبایی‌های چهره دارد. استعاره‌ی دانه برای خال، تلمیحی به صید پرنده است که در آن، خالِ سیاه همچون دانه‌ی دام، عاشق را به سوی خود می‌کشد.

آرایه‌های ادبی

تشبیه زلف زنجیر

گیسوانِ پیچیده و بلندِ معشوق به زنجیر تشبیه شده است که باعث اسارت و گرفتاری عاشق می‌شود.

استعاره دانه

خالِ صورتِ معشوق به دانه‌ای تشبیه شده که صیاد (معشوق) برای به دام انداختن پرنده (عاشق) استفاده می‌کند.