دیوان اشعار - غزلیات (گزیدهٔ ناقص)

امیرخسرو دهلوی

گزیدهٔ غزل ۲۴۳

امیرخسرو دهلوی
گویند بگسلد چو به غایت رسید عشق جانم گسست و عشق به غایت نمی رسد
گمره چنان شدست دلم با دهان تو کس از کتاب صبر هدایت نمی رسد
به گذشت دوش زلف و رخت پیش چشم من ماهی گذشت و شب به نهایت نمی رسد