دیوان اشعار - غزلیات (گزیدهٔ ناقص)

امیرخسرو دهلوی

گزیدهٔ غزل ۲۳۸

امیرخسرو دهلوی
سرو در باغ اگر هم چو تو موزون خیزد ای بسا ناله که از بلبل مفتون خیزد
ساکنان سرکوی تو نباشند به هوش کان زمینی است که از وی همه مجنون خیزد

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات در فضایی تغزلی و عاشقانه، بر دو محور اصلی تکیه دارند؛ نخست، توصیفِ زیباییِ خیره‌کننده‌ی یار که چنان کمالی دارد که زیبایی‌های طبیعت (مانند سرو) در برابر او رنگ می‌بازند و دوم، تأثیر شگفت‌انگیزِ حضور در حریمِ عشق، که هر خردمندی را به وادی شوریدگی و جنون می‌کشاند.

شاعر با ظرافتِ تمام، تصویرِ عاشقِ بی‌قرار را در برابرِ زیباییِ کمال‌یافته‌ی معشوق قرار می‌دهد. در این نگاه، عاشقِ واقعی کسی است که در کوی معشوق، عقلِ مصلحت‌اندیش را از دست می‌دهد و در دریای شوریدگی غرق می‌شود.

معنای روان

سرو در باغ اگر هم چو تو موزون خیزد ای بسا ناله که از بلبل مفتون خیزد

اگر درخت سرو در باغ با قامتی به موزونی و زیباییِ تو بروید، بی‌شک بلبلِ عاشق با دیدنِ چنین زیباییِ رقیبی، ناله‌های پرسوز و گداز سر خواهد داد.

نکته ادبی: موزون خیزد در اینجا استعاره از قد کشیدن و بالیدن با وقار و تناسب است و بلبل مفتون اشاره به عاشقی است که در بندِ عشق گرفتار شده است.

ساکنان سرکوی تو نباشند به هوش کان زمینی است که از وی همه مجنون خیزد

ساکنانی که در کوی تو منزل دارند، دیگر از عقل و هوشِ عادی برخوردار نیستند، زیرا آن سرزمین چنان خاصیت عجیبی دارد که هر کس در آنجا ساکن شود، عاشق و مجنون می‌شود.

نکته ادبی: سر کوی کنایه از حریمِ حضورِ معشوق است و مجنون علاوه بر معنای لغوی، یادآورِ داستانِ مشهورِ عاشقانه است که در اینجا نمادِ عاشقِ سرگشته و بی‌آرام است.

آرایه‌های ادبی

تشبیه سرو در باغ اگر هم چو تو

مقایسه‌ی قامتِ یار با درختِ سرو برای نشان دادنِ اعتدال و زیبایی اندام.

کنایه ساکنان سر کوی تو نباشند به هوش

کنایه از بی‌پروایی، شوریدگی و از دست دادنِ عقلِ مصلحت‌اندیش در راهِ عشق.

تناسب (مراعات نظیر) سرو، باغ، بلبل

آوردنِ واژگانی که با هم در یک حوزه‌ی معناییِ طبیعت و بوستان هستند.