دیوان اشعار - غزلیات (گزیدهٔ ناقص)

امیرخسرو دهلوی

گزیدهٔ غزل ۲۲۶

امیرخسرو دهلوی
دارد اندر دل غباری گریه وقت تست هان کارکن اندر دش گر می توانی کار کرد

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات با لحنی اندرزگونه و تذکار، مخاطب را به هوشیاری در لحظات گذرای عمر فرا می‌خواند. شاعر با استعاره‌ای از غبارِ غم که بر دل نشسته، از انسان می‌خواهد تا پیش از آنکه فرصت از دست برود، به فعالیت و بهره‌برداری از ایام عمر (که به دشتِ عمل تشبیه شده) همت گمارد.

مفهوم محوری این کلام، تأکید بر غنیمت شمردن وقت و فرصت‌های زندگی است؛ چرا که زمانِ گریه و غم، با گذر عمر و غبارآلود شدن جان همراه است و تنها عمل صالح و سازنده است که می‌تواند در دشتِ بی‌کران هستی، توشه‌ای برای انسان فراهم آورد.

معنای روان

دارد اندر دل غباری گریه وقت تست هان کارکن اندر دش گر می توانی کار کرد

دل تو از غم و غبارِ روزگار مکدر شده و اکنون وقت گریستن و توبه کردن است؛ پس هشیار باش و به خود بیا.

نکته ادبی: واژه هان در اینجا حرف تنبیه و هشدار است که برای بیدارباشِ مخاطب به کار رفته و غبار استعاره از تیرگی‌های دل یا اندوه است.

آرایه‌های ادبی

استعاره غباری در دل

تشبیه تیرگی‌های دل و غم و اندوه به غبار.

کنایه دشت

کنایه از عرصه فعالیت و میدانِ زندگی انسان.

تنبیه هان

به کارگیری واژه برای آگاهی‌بخشی و جلب توجه فوری مخاطب.