دیوان اشعار - غزلیات (گزیدهٔ ناقص)

امیرخسرو دهلوی

گزیدهٔ غزل ۲۲۲

امیرخسرو دهلوی
گر کنی یاری و گر آزار بر من بگذرد هر چه می خواهی بکن ای یار بر من بگذرد
گفتی از من بگذرم زین سو بود بر تو ستم این ستم ای کاشکی هر بار بر من بگذرد
هر سحر گاهی فرستم جان به استقبال او تا مگر بویی از آن گلزار بر من بگذرد

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات بیانگر نهایت تسلیم، رضا و اشتیاقِ عاشق در برابر معشوق است. شاعر چنان در عشق مستغرق شده که نیک و بدِ رفتارِ محبوب را با جان و دل می‌پذیرد و بر این باور است که رنج و لذت، هر دو فانی‌اند و آنچه در این میان اهمیت دارد، تداومِ پیوندِ عاشقانه است.

فضای حاکم بر این سخن، آکنده از انتظار و نوعی رندیِ عاشقانه است. شاعر با تکیه بر مفهوم گذراییِ روزگار، رنجِ هجران و ستمِ محبوب را به امیدِ رسیدن به نسیمی از سوی او، به آغوش می‌کشد و حتی سختی‌ها را فرصتی برای تداومِ زیستِ عاشقانه تلقی می‌کند.

معنای روان

گر کنی یاری و گر آزار بر من بگذرد هر چه می خواهی بکن ای یار بر من بگذرد

ای معشوق، چه با من به نیکی رفتار کنی و چه مرا بیازاری، برایم تفاوتی ندارد؛ چرا که این احوالِ دنیوی ماندنی نیست و می‌گذرد. هر کاری که دلت می‌خواهد با من انجام بده، زیرا در نهایت تمامِ این رخدادها بر من خواهد گذشت و از بین خواهد رفت.

نکته ادبی: واژه «بگذرد» در اینجا هم به معنای عبورِ زمان است و هم به معنای وقوعِ رویداد که نوعی ایهامِ هنری برای تأکید بر فانی بودنِ حوادث دارد.

گفتی از من بگذرم زین سو بود بر تو ستم این ستم ای کاشکی هر بار بر من بگذرد

تو به من گفتی که از تو دست می‌کشم و می‌روم، و خود نیز اذعان داشتی که این کار در حقِ من ستم است؛ ای کاش این ستم (یعنی جدایی یا رنجِ حاصل از آن) مدام تکرار می‌شد و هر بار بر سرِ من می‌آمد تا به بهانه‌ی آن، دوباره تو را ببینم.

نکته ادبی: تضادِ معنایی بین «بگذرم» (به معنای ترک کردن) و «بگذرد» (به معنایِ وقوع یا گذشتنِ زمان) در اینجا بسیار ظریف به کار رفته است.

هر سحر گاهی فرستم جان به استقبال او تا مگر بویی از آن گلزار بر من بگذرد

هر سپیده‌دم، روح و جانم را به پیشوازِ حضورِ تو می‌فرستم، شاید که در این میانه، نسیم یا رایحه‌ای از وجودِ آن بوستانِ زیباییِ تو، بر من وزیده شود و مشامِ جانم را بنوازد.

نکته ادبی: استفاده از «گلزار» به عنوان استعاره‌ای برای معشوق، نمادی از طراوت، زیباییِ خیره‌کننده و خوش‌بوییِ اوست.

آرایه‌های ادبی

ردیف بر من بگذرد

تکرارِ عبارتی مشخص در پایانِ ابیات که به موسیقی کلام افزوده و بر گذراییِ حوادث و تسلیمِ شاعر تأکید دارد.

تضاد (طباق) یاری و آزار

مقابل هم قرار دادنِ دو مفهومِ متضاد برای نشان دادنِ این که برای عاشق، نیک و بدِ رفتارِ معشوق یکسان است.

استعاره گلزار

تشبیه معشوق به گلزار (بوستان پرگل) که دلالت بر زیبایی، لطافت و فرح‌بخشیِ وجود او دارد.