دیوان اشعار - غزلیات (گزیدهٔ ناقص)

امیرخسرو دهلوی

گزیدهٔ غزل ۲۱۵

امیرخسرو دهلوی
نه عقل ماند و نه دانش نه صبر ماند و نه طاقت کسی چنین دل بیچارهٔ خراب ندارد

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این بیت بیانگر استیصال عمیق و شوریدگی کسی است که در بند عشق تمامی دارایی های وجودی خویش از قوای عقلانی و فکری تا توان روحی و صبر و شکیبایی را از دست داده است

شاعر در این کلام با تأکیدی مبالغه آمیز بر ویرانی درونی اش خود را در تجربه این حجم از رنج و بی قراری بی همتا می داند و دلی را که این چنین از هم گسسته باشد در دیگران سراغ ندارد

معنای روان

نه عقل ماند و نه دانش نه صبر ماند و نه طاقت کسی چنین دل بیچارهٔ خراب ندارد

تمام توانایی های فکری و روانی ام از عقل و دانش گرفته تا صبر و طاقت همه از کف رفته اند و دیگر اثری از آنها نیست به درستی که هیچ کس دلی چنین درمانده و ویران همچون دل من ندارد

نکته ادبی: در این بیت واژه خراب استعاره از دلی است که بر اثر فشار عشق از تعادل طبیعی خارج شده و به ویرانه ای بدل گشته است

آرایه‌های ادبی

تکرار واژگانی نه عقل ماند و نه دانش نه صبر ماند و نه طاقت

استفاده از واژه نه در ابتدای چهار عبارت برای تأکید بر نفی مطلق توانمندی های شاعر و القای حس تهی دستی اوست

مبالغه کسی چنین دل بیچاره خراب ندارد

ادعای انحصار این حد از پریشانی در دل شاعر برای بزرگ نمایی عمق رنجی است که او در عشق می کشد